تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
بسيار پديدار آيد ، و بسيار بود كه از سماع قرآن بىهوش شوند ، و بسيار كس بوده است كه اندر آن سماع جان بداده است ، و حكايت آن آوردن دراز شود ، و در كتاب احياء به تفصيل بگفته‌ايم . اما سبب آنكه بدل مقرى قوّال نشانند و بدل قرآن سرود گويند پنج است : اول آنكه آيات قرآن همه با حال عاشقان مناسبت ندارد ، كه در قرآن قصهء كافران و حكم معاملات اهل دنيا و چيزهاى ديگر بسيار است ، كه قرآن شفاى همهء اصناف خلق است . چون مقرى به مثل اين آيت برخواند كه « مادر را از ميراث شش يك بود ، و خواهر را نيمه ، يا اگر زنى را شوهر بميرد ، چهار ماه و ده روز عدّت بايد داشت » - و امثال اين بسيار است - اين ، آتش عشق را تيز نگرداند ، مگر كسى كه به غايت عاشق بود و از هر چيزى وى را سماعى باشد - اگر چه از مقصود دور بود - و آن‌چنان نادر بود . سبب دوم آنكه قرآن بيشتر ياد دارند و بسيار خوانده باشند ، و هر چه بسيار شنونده آيد ، آگاهى فرا دل ندهد در بيشتر احوال . يا بيتى كه كسى پيشين بار [ 1 ] بشنود و بر آن حال كند ، بار دوم آن حال حاضر نيايد . و سرود نو بر توان گفت ، و قرآن نو بر نتوان خواند . و چون عرب مىآمدند در روزگار رسول ( ص ) و قرآن تازه مىشنيدند ، مىگريستند و احوال بر ايشان پديد مىآمد ، ابو بكر ( رض ) همىگفت : « كنّا كما كنتم ثمّ قست قلوبنا . » ، ما نيز همچون شما بوديم ، اكنون دل ما سخت شد - يعنى با قرآن قرار گرفت و خوى فرا - كرد . پس هر چه تازه بود ، اثر آن بيش بود . و براى اين بود كه عمر ( رض ) حاج را فرمودى تا زود به شهرهاى خويش شوند . و گفت : « ترسم كه چون خوى فرا كعبه كنند ، ناگاهى حرمت آن از دل ايشان برخيزد . » سبب سوم آنكه بيشتر دلها حركت نكند تا وى را به الحان و وزنى خوش فرا -
هامش
[ 1 ] پيشين بار ، نخستين بار .