پوشيده ، و در هيچ چيز چندان غلط راه نيابد كه در اين .
اين مقدار اشارت كرده آمد تا معلوم شود كه ايشان مظلوماند كه مردمان پندارند كه ايشان از اين جنس بودهاند كه اندر اين روزگار پيدا آمدهاند . و به - حقيقت مظلوم آن كس بود كه چنين پندارد : كه بر خويشتن ظلم كرده باشد كه در ايشان تصرّف كند يا بر ديگران قياس كند .
سبب پنجم آنكه عوام سماع به عادت كنند - بر طريق عشرت و بازى
- و اين مباح باشد . و ليكن به شرط آنكه پيشه نگيرند و بر آن مواظبت نكنند ، كه چنان كه بعضى از گناهان صغيره است ، چون بسيار شود به درجهء كبيره رسد ، بعضى از چيزها مباح است ، به شرط آنكه گاهگاه بود ، و اندك بود : چون بسيار شود ، حرام گردد . كه زنگيان يك راه در مسجد بازى كردند ، رسول ( ص ) منع نكرد ، اگر آن مسجد را بازيگاه ساختندى ، منع كردى ، و عايشه ( رض ) را از نظاره منع نكرد ، و اگر كسى با ايشان همىگردد و پيشه گيرد ، روا نباشد . و مزاح كردن گاهگاه مباح است ، و ليكن اگر كسى به عادت گيرد ، مسخره باشد و نشايد .
باب دوم - در آثار سماع و آداب آن
بدان كه در سماع سه مقام است :
اول فهم ، دوم وجد ، سوم حركت . و در اين هر يكى سخن است .
مقام اول در فهم است .
اما اگر كسى سماع به طبع و غفلت كند يا بر انديشهء مخلوقى كند ، خسيستر از آن بود كه در فهم و حال وى سخن گويند .
اما آنكه غالب بر وى انديشهء دين باشد ، و حبّ خداى - تعالى - بود ، اين ، بر دو درجه باشد :
درجهء اول درجهء مريد باشد
كه وى را در طلب خويش و سلوك راه خويش احوال مختلف باشد - از قبض و بسط و آسانى و دشوارى و آثار