تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
را گفت : ، اين لعبتها چيست ؟ ، گفت : ، اين دختران من‌اند . ، گفت : ، اين چيست بر ميان ايشان بسته‌اى ؟ ، گفت : ، اين اسب ايشان است . ، گفت : ، اين چيست بر اين اسب ؟ ، گفت : ، پروبال اسب است . ، رسول ( ص ) گفت : ، اسب را بال‌وپر از كجا بود ؟ ، گفت : ، نشنيدى كه سليمان را اسبى بود با بال‌وپر ؟ ، رسول ( ص ) بخنديد تا همه دندانهاى وى پيدا آمد . » و اين از براى آن روايت مىكنم تا معلوم شود كه قرّايى كردن و روى ترش داشتن و خويشتن را از چنين كارها فراهم گرفتن از دين نيست ، خاصه با كودك و با كسى كه كارى كند كه اهل آن باشد و از وى زشت نبود . و اين خبر دليل آن نيست كه صورت كردن [ 1 ] روا بود ، كه لعبت كودكان از چوب و خرقه بود كه صورت تمام ندارد ، كه در خبر است كه بال اسب از خرقه بود . و هم عايشه روايت مىكند كه « دو كنيزك نزديك من دف مىزدند و سرود - مىگفتند ، روز عيد . رسول ( ص ) درآمد و بر جامه [ 2 ] به خفت ، و روى از ديگر جانب كرد . ابو بكر ( رض ) درآمد ، و ايشان را زجر كرد [ 3 ] و گفت : ، در خانهء رسول ( ص ) و مزمار شيطان ! ، رسول گفت : ، يا ابا بكر ، دست از ايشان بدار ، كه روز عيد است . ، » پس دف زدن و سرود گفتن از اين خبر معلوم شد كه مباح است . و شك نيست كه به گوش رسول ( ص ) رسيده باشد ، و منع كردن وى ابو بكر را از آن كار ، دليل صريح است بر آنكه مباح است .

قسم دوم آنكه در دل صفتى مذموم بود ،

چنان كه كسى را در دل دوستى زنى يا كودكى بود ، كه سماع كند در حضور وى [ 4 ] تا لذّت زيادت شود ، يا در غيبت وى بر اميد وصال تا شوق زيادت شود ، يا سرودى شنود كه در وى حديث زلف و خال و جمال باشد و در انديشهء خويش ، بر وى فروآورد - [ 5 ] ، اين حرام است . و بيشتر جوانان از اين جمله باشند و براى آنكه اين
هامش
[ 1 ] ساختن صورتى شبيه انسان يا جاندار . [ 2 ] جامه ، رختخواب . [ 3 ] زجر كردن ، باز داشتن . [ 4 ] در حضور آن زن يا آن كودك [ 5 ] آن حديث زلف و خال و جمال را بر آن زن يا كودك تطبيق دهد .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 477 | الغزالي