تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
شود : يكى آنكه بازى و لهو و نظارهء در وى كه گاه‌گاه باشد حرام نيست ، و در بازى زنگيان رقص و سرود بود . دوم آنكه در مسجد مىكردند . سوم آنكه در خبر است كه رسول ( ص ) در آن وقت كه عايشه را آنجا برد ، گفت : « دونكم يا بنى ارفدة » - يعنى به بازى مشغول باشيد . و اين فرمان باشد . پس بدانچه حرام بود چون فرمايد ؟ چهارم آنكه ابتدا كرد عايشه را كه « خواهى كه ببينى ؟ » و اين تقاضا باشد . و نه چنان باشد كه اگر وى [ 1 ] نظاره كردى ، و وى [ 2 ] خاموش بودى : روا بودى كه كسى گفتى كه « نخواست كه وى را برنجاند ، كه آن از بدخويى باشد . » پنجم آنكه خود با عايشه ( رض ) بايستاد ، ساعتى دراز - با آنكه نظاره و بازى كار وى نباشد . و بدين معلوم شد كه براى زنان و كودكان موافقت كردن در چنين كارها - تا دل ايشان خوش گردد - از خلق نيكو بود ، و اين فاضل‌تر باشد از خويشتن فراهم گرفتن [ 3 ] و پارسايى و قرّايى نمودن . و هم در صحيح است كه عايشه ( رض ) روايت مىكند كه « من كودك بودم ، لعبت [ 4 ] بياراستمى - چنان كه عادت دختران باشد - و چند كودك ديگر نيز به نزديك من بيامدندى . چون رسول ( ص ) در آمدى ، آن دختران باز پس شدندى و بگريختندى . رسول ( ص ) ايشان را به نزديك من فرستادى . يك روز دختركى
هامش
[ 1 ] عايشه . [ 2 ] رسول ( ص ) . [ 3 ] روى ترش نمودن ، تبرى جستن ، خود را بر كنار گرفتن . [ 4 ] لعبت ، عروسك .