رخصت پنجم آنكه سنّت بر پشت ستور روا بود .
و واجب نبود كه روى به قبله دارد ، بلكه راه بدل قبله است : اگر به قصد آن راه بگرداند در ميان نماز ، و آن نه سوى قبله باشد ، نماز باطل شود ، و اگر به سهو بود ، يا ستور حرونى [ 1 ] كند زيان ندارد . و ركوع و سجود به اشارت كند و پشت خم مىدهد ، و در سجود خم زيادت كند ، و چندان [ 2 ] شرط نيست كه در خطر باشد كه بيفتد .
و اگر در مرقد [ 3 ] بود ركوع و سجود تمام كند .
رخصت ششم آنكه مىرود و نماز سنّت مىكند [ 4 ] .
و در ابتداى تكبير روى به - قبله كند ، كه بر وى آسان بود ، و بر كسى كه راكب باشد دشوار بود . و ركوع و سجود به اشارت مىكند ، و به وقت تشهد مىرود و تحيّات مىخواند [ 5 ] .
و نگاه دارد [ 6 ] تا پاى بر نجاست ننهد ، و بر وى واجب نيست كه به سبب نجاسات كه بر راه بود از راه بگردد ، و راه بر خويشتن دشوار كند . و هر كه از دشمن بگريزد يا در صفت قتال بود يا از سگ يا از گرگ مىگريزد وى را روا بود كه فريضه كند در رفتن يا بر پشت ستور - همچنين كه سنّت را گفتيم قضا لازم نيايد .
رخصت هفتم روزه گشادن است .
و مسافر را كه نيّت روزه كرده باشد ، روا - بود كه بگشايد . اگر پس از صبح از شهر بيرون آيد روا نبود كه بگشايد .
و اگر بگشايد پس به شهرى رسد ، روا نبود كه در شهر به روز نان خورد و اگر نگشاده باشد كه به شهر رسيد روا نبود كه بگشايد . و قصر كردن نماز فاضلتر از تمام كردن ، تا از شبهت و خلاف بيرون آيد ، كه به نزديك امام بو حنيفه اتمام روا نبود . اما روزه داشتن فاضلتر تا در خطر قضا نيفتد ، مگر كه بر خويشتن ترسد و طاقت ندارد ، آنگاه گشادن فاضلتر .
هامش
[ 1 ] حرونى ، سركشى .
[ 2 ] چندان خم كردن .
[ 3 ] مرقد ، خوابگاه ، در اينجا به - معنى كجاوه يا تخت روان است .
[ 4 ] در حال رفتن ( پياده ) گزاردن سنت رواست .
[ 5 ] در حال رفتن سلام نماز دهد .
[ 6 ] نگاه دارد ، دقت كند ، مواظب باشد .