تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
« آرى . ترسم كه چندان باد كبر در خويشتن افكنى كه به ثريّا رسى . » و رابعهء عدويّه ، رحمها اللّه ، مر سفيان ثورى ( رض ) را گفت : « نيك مردى اى اگر نه آنستى كه دنيا دوست دارى . » گفت : « آن چيست ؟ » گفت : « روايت حديث دوست دارى . » بو سليمان خطّابى مىگويد : « هر كه خواهد كه با شما صحبت كند و علم آموزد در اين روزگار ، از ايشان حذر كنيد و دور باشيد ، كه در ايشان نه مال است و نه جمال ، به ظاهر دوست باشند و به باطن دشمن ، در روى ثنا گويند و در غيبت زشت گويند ، همه اهل نفاق و سخن چيدن و مكر و فريفتن باشند ، غرض ايشان آن بود كه از تو نردوان سازند از براى خود ، و اغراض فاسد خويش را از تو خرى سازند تا در هواى ايشان گرد شهر مىبرآيى ، و آمدن خويش نزديك تو منّتى دانند ، و خواهند كه عرض و جاه و مال خويش فداى ايشان كنى به - عوض آنكه پيش تو آيند ، و به همهء حقوق ايشان و خويشاوندان و پيوستگان ايشان قيام كنى و سفيه القوم ايشان باشى [ و ] با دشمنان ايشان [ دشمن باشى ] ، و اگر در يكى از اين خلاف كنى آنگاه ببينى كه چه گويند در عرض تو و در علم تو و چگونه دشمن آشكارا شوند . [ 1 ] » و به حقيقت چنان است كه وى گفت ، كه « هيچ شاگرد ، امروز استاد را رايگان قبول نكند : اول اجرى خواهند كه روان باشد [ 2 ] ، و مسكين مدرّس نه طاقت آن دارد كه به ترك شاگرد بگويد ، كه آنگاه در چشم
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : بو سليمان خطايى راست گفته است كه « بگذار رغبت‌كنندگان را در صحبت تو و در تعلم از تو ، كه تورا نه از ايشان مالى باشد و نه جمالى . در علانيه دوست باشند و در سر دشمن و در حضور تملق نمايند و در غيبت ، بد گفت ، كنند . چون بر تو آيند بر احوال تو رقيب شوند و چون بروند در قدح تو خطيب گردند . اهل نفاق و سخن چينى و خيانت و خديعت باشند و اصحاب دروغ و بهتان و بر تو فراهم آيند و نزديك تو جمع شوند . فريفته مشو كه غرض ايشان علم نباشد ، بل مال و جاه بود و آنكه تورا نردبان غرضهاى خود كنند و باركش حاجتهاى خود سازند . اگر در غرضى از غرضهاى ايشان تقصير كنى بدترين خصمان شوند و اختلاف رفت و آمد خود را بر تو حقى واجب و منتى لازم شناسند و از تو خواهند كه دين و عرض و جاه خود بر ايشان بذل كنى و بر دشمن ايشان دشمنايگى برزى و قرابت و دوست و خدمتكار ايشان را نصرت كنى و براى ايشان سفيه شوى اگر چه فقيه باشى و تابع خسيس گردى پس از آنچه متبوع رئيس بودى . » ( ربع عادات ، كتاب ششم ، آفات عزلت ، فايدهء اول ) [ 2 ] شاگردان حقوق مستمر از استاد مىطلبند تا در درس او حاضر شوند .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 449 | الغزالي