تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
در طلب آن افتد خود به دست نيايد و آخرت به زيان آيد ، و اگر طلب نكند در مجاهدت و صبر افتد و آن نيز دشوار است .

فايدهء ششم آنكه از ديدار گرانان و احمقان و كسانى كه ديدار ايشان به طبع مكروه باشد برهد .

اعمش را گفتند : « چرا چشمت چنين بخلل شده است ؟ » گفت : « ازبس‌كه در گرانان نگريستم . » جالينوس گويد : « همچنان‌كه تن را تب است جان را نيز تب است ، و تب جان ديدار گرانان است . » و شافعى ( رض ) گويد : « با هيچ گران ننشستم كه نه آن جانب كه با وى داشتم گرانتر يافتم . » و اين فايده اگر چه دنيايى است ، ليكن دين نيز به وى پيوسته است ، كه چون كسى را بيند كه ديدار وى ناخوش بود به زبان يا به دل غيبت كردن گيرد . و چون تنها بود از اين همه سلامت يابد . اين است فايدهء عزلت .

آفات عزلت

بدان كه از مقاصد دينى و دنيايى بعضى آن است كه جز از ديگران حاصل - نيايد و جز به مخالطت راست نشود ، و در عزلت فوت آن است ، و فوات آن [ 1 ] آفات عزلت است [ 2 ] ، و آن شش است :

آفت اول بازماندن از علم آموختن و تعليم كردن .

و بدان كه هر كه آن علم كه بر وى فريضه است نياموخته باشد وى را عزلت حرام است ، و اگر فريضه بياموخت و علوم ديگر نمىتواند آموخت و فهم نمىتواند كرد و خواهد كه عزلت
هامش
[ 1 ] آن مقاصد . [ 2 ] در « ترجمهء احياء » : پس كل آنچه از مخالطت حاصل آيد در عزلت فوت شود و فوات آن از آفت‌هاى عزلت بود .