بدان نرسد ، زبان در وى دراز كنند ، و اگر خواهد كه به حق همهء مردمان - از تهنيت و تعزيت و مهمانى - قيام كند ، همه روزگار در آن شود و به كار خود نپردازد ، و اگر تخصيص كند بعضى را بر بعضى ، ديگران مستوحش شوند و وى را برنجانند ، و چون گوشهاى گرفت به يكبارگى از همه خلاص يابد و جمله خشنود باشند .
و يكى بود از بزرگان كه هميشه از گورستان و دفترى [ 1 ] خالى نبودى و تنها نشستى . وى را گفتند : « چرا چنين مىكنى ؟ » گفت : « هيچ جايى به سلامتتر از تنهايى نديدم ، و هيچ واعظ بهتر از گورستان نديدم ، و هيچ مونس بهتر از دفتر نديدم . » و ثابت بنانى ( ره ) از جملهء اوليا بود ، به حسن بصرى نوشت كه « شنيدم كه به حج مىشوى ، خواهم كه در صحبت تو باشم . » حسن گفت : « بگذار تا در ستر حق - تعالى - زندگانى مىكنيم ، كه باشد كه چون به هم باشيم از يكديگر چيزى بينيم كه يكديگر را دشمن گيريم . » و اين نيز يكى از فوائد عزلت است تا پردهء مروّت بر جاى بماند و باطنها برهنه نگردد ، كه باشد كه چيزهايى نابيوسيده پيدا شود .
فايدهء پنجم آنكه طمع مردمان از وى گسسته شود و طمع وى از مردمان ،
و از اين هر دو طمع بسيارى معصيت و رنج تولّد كند ، كه هر كه اهل دنيا را بيند حرص در وى پديدار آيد ، و طمع تبع حرص است ، و خوارى تبع طمع . و از اين سبب گفت حق - تعالى :
و لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ الى ما مَتَّعْنا بِهِ ازواجاً مِنْهُم زَهْرَةَ الْحَيوةِ الدُّنيا
[ 2 ] .
و رسول ( ص ) گفت : « منگر بدان دنياى آراستهء ايشان كه آن فتنهء ايشان است . » و رسول ( ص ) گفت كه « هر كه فوق شماست در دنيا ، در وى منگريد ، كه نعمت حق - تعالى - در چشم شما حقير شود » ، و هر كه نعمت توانگران بيند ، اگر
هامش
[ 1 ] دفتر ، كتاب .
[ 2 ] ( قرآن 20 - 131 ) ، منگر به چشم رغبت سوى آنچه برخوردارى داديم ما بدان مردانى توانگر و بىفرمان را ، و اين برخوردارى شكوفهء اين جهانى است كه بيفروزد و نپايد .