و دين وى خلل كند و در خطر افتد .
عبد اللّه عمرو عاص ( رض ) گويد كه رسول ( ص ) گفت : « چون مردمان را بينى كه چنين به هم برآيند - و انگشتان به هم اندر افكند [ 1 ] - درون خانه ملازم گير و زبان نگاه دار و آنچه دانى مىكن و آنچه ندانى مىگذار ، و به كار خاصّهء خويش مشغول شو و دست از كار عوام بدار . » و عبد اللّه مسعود روايت كند كه رسول ( ص ) گفت : « روزگارى آيد بر مردمان كه دين مرد سلامت نيابد مگر كه مىگريزد از جايى به جايى و از كوهى به كوهى و از سوراخى به سوراخى ، چون روباه كه خويشتن از خويشتن مىدزدد - . » گفتند : « يا رسول اللّه آن كى باشد ؟ » گفت : « چون معيشت بىمعصيت به دست - نتوان آوردن ، آنگاه عزب بودن حلال شود . » گفتند : « يا رسول اللّه چگونه بود و [ 2 ] ما را به نكاح فرمودهاى ؟ » گفت : « آنگاه هلاك مرد بر دست مادر و پدر وى بود ، اگر مرده باشند بر دست زن و فرزند بود ، اگر نباشد بر دست قرابت بود . » گفتند :
« چرا ؟ » گفت : « وى را به تنگدستى و درويشى ملامت مىكنند و چيزى كه طاقت آن ندارد از وى در مىخواهند تا وى در هلاك خويش افتد . » و اين حديث اگر - چه در عزوبت است ، عزلت نيز از آن معلوم شود . و اين زمان كه وعده - داده است رسول ( ص ) پيش از روزگار ما ، به مدتى دراز ، آمده است .
سفيان ثورى ( ره ) در روزگار خويش مىگفت : « و اللّه لقد حلّت العزوبة » به خداى كه عزب بودن اكنون حلال گشت .
فايدهء چهارم آنكه از شرّ مردمان خلاص يابد و آسوده باشد ،
كه تا در ميان مردمان باشد از رنج و غيبت و گمان بد ايشان خالى نبود و از طمعهاى محال خلاص نيابد و از آن خالى نباشد ، كه چون از وى چيزى بينند كه عقل ايشان
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : عبد اللّه عمرو عاص گفت كه پيغامبر ( ص ) چون فتنهها ياد كرد و صفت فرمود و گفت : « آنچه مىگويم آن وقت باشد كه عهدهاى مردمان شوريده بينى و امانتهاى ايشان سبك گشته ، و همچنين باشند و انگشتان خود را درهم آميخت . »
[ 2 ] و ( حاليه ) ، و حال آنكه .