با اهل غفلت بود - كه هر كه اهل دنيا را بيند و حرص ايشان بر دنيا ، مثل آن در وى پديدار آيد ، و هر كه اهل فسق را بيند ، اگر چه منكر بود آن را ، چون بسيار بيند آن فسق را ، در چشم وى سبكتر شود ، و هر معصيت كه بسيار پديد آيد انكار آن از دل بيفتد ، و از اين است كه اگر عالمى را با جامهء ديبا بينند همه انكار - كنند ، و همهء روز باشد كه غيبت مىكنند و آن را انكار نكنند ، و غيبت از ابريشم پوشيدن بتر است ، بلكه از زنا كردن صعبتر است ، و ليكن خوى فرا شده است از بسيارى كه رود . بلكه شنيدن حال اهل غفلت زيان دارد ، چنان كه شنيدن احوال صحابه و بزرگان سود دارد ، و به وقت ذكر ايشان رحمت بارد ، چنان كه در خبر است كه عند ذكر الصّالحين تنزّل الرّحمة . يعنى كه سبب رحمت آن است كه رغبت خير بخيزد و رغبت دنيا كمتر شود چون كسى احوال ايشان بشنود .
همچنين به وقت ذكر اهل غفلت لعنت بارد ، كه سبب لعنت غفلت و رغبت در دنياست . و ذكر ايشان سبب نقصان دين بود ، پس ديدار ايشان عظيمتر بود .
و براى اين گفت رسول ( ص ) كه « مثل همنشين بد چون آهنگر است ، كه اگر جامه نسوزد دود در تو گيرد ، و مثل همنشين نيك چون عطّار است كه اگر مشك به تو ندهد ، بوى آن در تو گيرد . » پس بدان كه تنهايى بهتر از همنشين بد ، و همنشين نيك بهتر از تنهايى ، چنان كه در خبر است .
پس هر كه مجالست وى رغبت دنيا از تو بيرون ببرد و تو را به خداى - تعالى - دعوت كند ، مخالطت با وى غنيمتى بزرگ بود : ملازم وى باش ، و هر - كه خلاف اين بود ، از وى دور باش ، خاصه از عالمى كه بر دنيا حريص بود و كردار وى با گفتار برابر نبود ، كه آن زهر قاتل باشد ، و حرمت مسلمانى پاك ببرد ، چه با خويشتن گويد كه « اگر مسلمانى اصلى داشتى ، وى بدان اولىتر بودى » ، كه اگر كسى طبقى لوزينه در پيش دارد و به حرص تمام مىخورد و فرياد مىكند كه « اى مسلمانان ، از اين دور باشيد كه اين همه زهر است . » هيچ كس وى را باور نكند و دليرى وى در خوردن حجّتى گردد بدانكه در وى [ 1 ] زهرى نيست . و بسيار كس است كه بر حرام خوردن و معصيت كردن
هامش
[ 1 ] در آن لوزينه .