تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
به وحشت نزديكتر است ، و نيامدى الّا براى آنكه تا مرا تو مردمى كنى [ 1 ] به - دروغ و من تورا ، و دروغى تو بر من پيمايى ، و يكى من بر تو ، از اينجا بازگردى يا من از اينجا برخيزم . » و هر كه از چنين سخنها حذر تواند كرد مخالطت زيان ندارد . سلف ( ره ) يكديگر را بديدندى : از حال دنيا نپرسيدندى ، از دين بپرسيد - ندى . حاتم اصمّ حامد لفّاف را گفت : « چگونه‌اى ؟ » گفت : « به سلامت و عافيت . » حاتم گفت : « سلامت پس از آن بود كه صراط بگذارى ، و عافيت آن وقت بود كه در بهشت شوى . » و چون عيسى ( ع ) را گفتندى : « چگونه‌اى ؟ » گفتى : « آنچه سود من در آن است به دست من نيست و آنچه زيان من در آن است بر دفع آن قادر نيستم و من گرو كار خويشم و كار من به دست ديگرى است ، پس هيچ درويشى از من درويش‌تر و بيچاره‌تر نيست . » و چون ربيع خثيم ( رض ) را گفتندى : « چگونه‌اى ؟ » گفتى : « ضعيف و گنهكار و اجل در قفا ، روزى خود مىخورم و رحمت چشم مىدارم . » و ابو - دردا ( رض ) را گفتندى : « چگونه‌اى ؟ » گفتى : « خير است اگر از دوزخ ايمن شوم . » و اويس قرنى را گفتندى : « چگونه‌اى ؟ » گفتى : « چگونه باشد كسى كه بامداد برخيزد و نداند كه شبانگاه خواهد زيست يا نه و شبانگاه نداند كه بامداد خواهد زيست يا نه ؟ » و مالك دينار را گفتند : « چگونه‌اى ؟ » گفت : « چگونه باشد كسى كه عمرش مىكاهد و گناهش مىافزايد ؟ » و حكيمى را گفتند : « چگونه - اى ؟ » گفت : « روزى خداى - تعالى - مىخورم و فرمان دشمن وى - ابليس - مىبرم . » و محمد بن واسع را گفتندى : « چگونه‌اى ؟ » گفت : « چگونه باشد كسى كه هر روز يك منزل به آخرت نزديك مىشود ؟ » و حامد لفّاف ( ره ) را گفتند : « چگونه - اى ؟ » گفت : « در آرزوى آنم كه يك روز به عافيت باشم . » گفتند : « نه به عافيتى ؟ »
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : و فضيل در مسجد حرام تنها نشسته بود ، برادرى بر وى آمد . فضيل گفت : براى چه آمدى ؟ گفت ، براى مؤانست ، اى بو على . گفت : « به خداى كه اين به وحشت ماننده‌تر است تا مؤانست ، آيا جز اين مىخواهى كه تو براى من و من براى تو خود بيارايم ؟ » ( ربع عادات ، كتاب عزلت ، ص 673 )