تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
ندارى ، و اگر خاك پيش در سراى تو افكند جنگ نكنى ، و هر چه از عورات وى خبر يا بى پوشيده دارى و حديث وى نغوشه نكنى [ 1 ] و چشم از حرم وى نگاه - دارى و اندر كنيزك وى بسيار ننگرى و اين همه بيرون از حقوقى كه در حق مسلمانان گفتيم نگاه بايد داشت . بوذر غفارى ( رض ) مىگويد كه : « مرا دوست من ، رسول ( ص ) وصيّت كرده است كه ، چون ديگ پزى ، آب بسيار در كن و همسايه را از آن بفرست . ، » و يكى از عبد اللّه مبارك ( رض ) پرسيد كه « همسايهء من از غلام من شكايت - مىكند : اگر وى را بىحجّتى بزنم بزهكار شوم ، و اگر نزنم همسايه رنجور مىشود ، چه كنم ؟ » گفت : « بباش كه تا غلامت بىخرديى كند كه مستوجب ادب باشد ، آن ادب تأخير كن تا همسايه گله كند ، آنگاه وى را ادب كن تا حق هر دو نگه داشته باشى . »

حقوق خويشاوندان

بدان كه رسول ( ص ) گفت : « حق - تعالى - مىگويد ، من رحمانم و خويشاوندى رحم است ، نام وى از نام خود شكافتم [ 2 ] ، هر كه خويشى [ 3 ] پيوسته دارد با وى پيوندم و هر كه بريده دارد از وى ببرم . ، » و گفت : « هر كه خواهد كه عمر وى دراز بود و روزى وى فراخ ، گو خويشاوندان را نيكو دار . » و گفت : « هيچ طاعت را ثواب بيشتر از آن نبود كه صلهء رحم را بود ، تا باشد كه اهل بيتى باشند به فسق و فجور مشغول ، چون صلهء رحم كنند مال ايشان از بركت آن مىافزايد . » و گفت : « هيچ صدقه فاضل‌تر از آن نبود كه به خويشاوندى دهى كه با تو به خصومت باشد . » و بدان كه پيوستن رحم آن بود كه چون ايشان از تو قطع كنند تو بپيوندى . و رسول ( ص ) گفت : « فاضل‌ترين همهء فضيلتها آن است كه هر كه از تو قطع كند تو با وى بپيوندى ، و هر كه تو را محروم دارد تو وى را عطا دهى ،
هامش
[ 1 ] نغوشه كردن ، گوش داشتن ، دزديده گوش كردن . [ 2 ] « رحم » را از « رحمان » مشتق ساختم . [ 3 ] خويشى ( « ى » مصدرى ) ، خويشاوندى .