انس ( رض ) مىگويد كه رسول ( ص ) گفت : « پسرى را كه هفت روزه شد عقيقه كنيد و نام نيكو بنهيد و پاكيزه كنيد ، و چون ششساله شد ادب كنيد ، و چون هفتساله شد به نماز فرماييد ، و چون نهساله شد جامهء خواب [ 1 ] جدا كنيد ، و چون دهساله شد به سبب نماز بزنيد و چون شانزدهساله شد پدر وى را زن دهد و دست وى بگيرد و گويد : ، ادبت كردم و قرآن بياموختم و زن دادم و به خداى - تعالى - پناهم [ 2 ] از فتنهء تو در دنيا و از عذاب تو در آخرت ، . » و از حقوق فرزندان آن است كه ميان ايشان از عطا و نواخت برابر دارند ، و كودك خرد را نواختن و بوسه دادن سنّت است . رسول ( ص ) حسن را بوسه - مىداد ، اقرع بن حابس گفت : « مرا ده فرزند است ، هيچ كس را از ايشان هرگز بوسه ندادهام . » رسول گفت : « هر كه رحمت نكند ، بر وى رحمت - نكنند » .
و رسول ( ص ) بر منبر بود ، حسن به روى در افتاد : در حال از منبر فرودويد - ، وى را برگرفت و اين آيت برخواند :
انَّما امْوالُكُمْ وَ اوْلادُكُمْ فتْنَةٌ
. [ 3 ] و يك بار رسول ( ص ) نماز مىكرد ، چون به سجده شد حسين پاى به - گردن وى درآورد ، رسول ( ص ) چندان توقف كرد كه صحابه پنداشتند كه مگر وحى آمده است كه سجود دراز مىبايد كرد . چون سلام باز داد ، بپرسيدند كه « وحى آمده است كه سجود دراز مىبايد كرد ؟ » گفت : « نه ، نه ! كه حسين مرا شتر خويش ساخته بود ، نخواستم كه بر وى بريده كنم . » و در جمله حق مادر و پدر مؤكّدتر است از حق فرزندان ، كه تعظيم ايشان بر فرزندان واجب است ، و حق - تعالى - آن را با عبادت خويش برابر كرده - است ، و گفت :
وَ قَضى رَبُّكَ الّا تَعْبُدوا الّا ايّاهُ و بِالوالِدَيْنِ احْساناً .
[ 4 ]
هامش
[ 1 ] جامهء خواب ، رختخواب .
[ 2 ] پناهم ( از « پناهيدن » ) .
[ 3 ] ( قرآن ، 64 - 15 ) ، مالهاى شما و فرزندان شما فتنهء دلند و شور و زيان آن .
[ 4 ] ( قرآن ، 17 - 23 ) ، خداى تو فرمود و وصيت كرد كه مپرستيد خدايى مگر او را و [ وصيت كرد و فرمود ] نيز به پدر و مادر كه نيكويى كنيد با ايشان .