تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
همسايه باشد [ 1 ] . » و گفت : « هر كه سنگى در سگ همسايه انداخت وى را برنجانيد . » و رسول ( ص ) را گفتند : « فلان زن روز به روزه باشد و شب در نماز ، و ليكن همسايه رنجاند . گفت : « جاى وى دوزخ است . » و گفت : « تا چهلم سراى همسايه باشد . » زهرى ( رض ) مىگويد : « چهل سراى از راست و چهل از چپ و چهل از پيش و چهل از پس . » و بدان كه حق همسايه نه آن بود كه وى را نرنجانى و بس ، بلكه با وى نيكويى كنى ، كه در خبر است كه « در قيامت ، همسايهء درويش در توانگر آويزد و گويد : ، بار خدايا ، وى را بپرس تا چرا با من نيكويى نكرد و در سراى بر من ببست ، . » و يكى از بزرگان را رنج بود از موش بسيار ، گفتند : « چرا گربه ندارى ؟ » گفت : « ترسم كه موش آواز وى بشنود و به خانهء همسايه شود ، آنگاه چيزى كه خود را نپسندم وى را پسنديده باشم ؟ » و رسول ( ص ) گفت « دانى كه حق همسايه چيست ؟ - آنكه اگر از تو يارى خواهد يارى دهى ، و اگر وام خواهد وامش دهى ، و اگر درويش باشد مدد كنى ، و اگر بيمار باشد عيادت كنى ، و اگر بميرد از پس جنازهء وى فرا - شوى ، و اگر شاديى رسدش تهنيت كنى ، و اگر اندوهى رسدش تعزيت كنى ، و ديوار سراى خويش بلند بر ندارى تا راه باد و آفتاب از وى بسته شود ، و چون ميوه خورى وى را بفرستى و اگر نتوانى پنهان خورى ، و نپسندى كه فرزند تو در دست گيرد و بيرون شود تا فرزندان وى را چشم در آن آيد ، و وى را به دود مطبخ خود نرنجانى مگر كه وى را از طبخ خويش بفرستى . » و گفت : « دانى كه حق همسايه چيست ! بدان خداى كه جان محمد به يد قدرت و فرمان اوست كه به حق همسايه نرسد الّا كسى كه خداى - تعالى - بر وى رحمت كرده باشد . » و بدان كه از جمله حقوق وى يكى آن است كه از بام به خانهء وى فروننگرى - ، و اگر سر چوب بر ديوار تو نهد منع نكنى ، و راه ناودان وى بسته
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : اول دو كس كه روز واپسين خصمى كنند دو همسايه باشند .