تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧

حق بيست و سوم آنكه به زيارت گورها شود تا دعا گويد ايشان را و بدان عبرت گيرد ،

و بداند كه ايشان از پيش برفتندى و وى را نيز ببايد رفت به - زودى ، و جاى وى همچون جاى ايشان گور است . و سفيان ثورى ( ره ) مىگويد - : « هر كه از گور ياد بسيار آورد ، گور خود را روضه‌اى يابد از روضه‌هاى بهشت ، و هر كه فراموش كند غارى يابد از غارهاى دوزخ . » و ربيع خثيم - كه تربت وى به طوس است - از بزرگان تابعين است ، وى گورى كنده بود در خانه ، هرگاه كه از دل خويش نفرتى [ 1 ] يافتى در گور خفتى و ساعتى بودى ، و آنگاه گفتى : « يا رب ، مرا به دنيا فرست تا تقصيرها تدارك كنم . » آنگاه برخاستى و گفتى : « هان ! اى ربيع ، بازت فرستادند ، جهد كن پيش از آنكه يك بار بود كه بازت نفرستند . » عمر ( رض ) گويد كه رسول ( ص ) به گورستان شد و بر سر گورى بنشست و بسيار بگريست ، و من به وى نزديكتر بودم ، گفتم : « چرا گريستى يا رسول - اللّه » گفت : « اين گور مادر من است ، از حق - تعالى - دستورى خواستم تا زيارت - كنم و وى را آمرزش خواهم ، در زيارت دستورى داد و در دعا نداد : شفقت فرزندى در دل من بجنبيد ، بر وى بگريستم . » اين است جملهء تفصيل حقوق مسلمانان كه نگاه بايد داشت به مجرّد مسلمانى .

اما حقوق همسايگى در وى زيادتهاست .

رسول ( ص ) گفت : « همسايه‌اى هست كه وى را يك حق است و آن همسايهء كافر است ، و همسايه‌اى هست كه وى را دو حق است و آن همسايهء مسلمان است ، و همسايه‌اى هست كه وى را سه حق است و آن همسايهء مسلمان خويشاوند است . » و گفت : « جبرئيل ( ع ) هميشه مرا به حق همسايه وصيّت مىكرد تا پنداشتم كه وى را ميراث خواهد رسيد از من . » و گفت : « هر كه به خداى و به روز قيامت ايمان دارد ، گو همسايهء خود را گرامى دار . » و گفت : « مؤمن نبود كسى كه همسايهء وى از وى به رنج بود و ايمن نبود . » و گفت : « پيشين دو خصمى [ 2 ] كه در قيامت باشد با
هامش
[ 1 ] ظاهرا : قسوتى ، در متن « احياء » : « قساوة » آمده است . [ 2 ] دو خصومت ( داورى ، داد خواهى ) .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 427 | الغزالي