تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
و از عظيمى [ 1 ] كه حقّ ايشان است دو چيز بر ايشان واجب شده است : يكى آنكه بيشتر علما برآنند كه اگر طعامى باشد از شبهت ، و حرام محض نباشد ، كه مادر و پدر فرمايند بخور ، آن طاعت بايد داشت [ 2 ] و ببايد خورد كه خشنودى ايشان مهم‌تر است از آنكه از شبهت حذر كردن ، ديگر آنكه به هيچ سفر نشايد شدن بىدستورى - ايشان ، مگر آنكه فرض عين شده باشد - چون علم نماز و روزه آموختن چون آنجا كسى نيابد [ 3 ] - و درست آن است كه به حجّ اسلام نشايد شدن بىدستورى ايشان كه تأخير آن مباح است اگر چه فريضه است . و يكى از رسول ( ص ) دستورى خواست تا به غزو شود ، گفت : « مادر دارى ؟ » گفت : « دارم . » گفت : « به نزديك وى باز نشين كه بهشت تو زير قدم وى است . » و يكى از يمن بيامد و دستورى خواست به غزا ، گفت : « مادر دارى و پدر ؟ » گفت : « دارم . » گفت : « پيشين [ 4 ] از ايشان دستورى خواه ، اگر ندهند فرمان ايشان بر ، كه پس از توحيد هيچ قربت نزد خداى - تعالى - نبرى بهتر از فرمانبردارى ايشان . » و بدان كه حق برادر مهين به حق پدر نزديك است ، و در خبر است كه « حق برادر مهين بر برادر كهين ، چون حقّ پدر است بر فرزند . »

حقوق بندگان

رسول ( ص ) گفت : « از خداى - تعالى - بترسيد در حق بندگان و زيردستان خويش . از آن طعام دهيد ايشان را كه خودخوريد ، و از آن پوشانيد كه خود پوشيد ، و كارى مفرماييد كه طاقت آن ندارند ، اگر شايسته باشند نگاه - داريد و اگر نه بفروشيد ، و خلق خداى در عذاب مداريد كه حق - تعالى - ايشان را بنده و زير دست شما گردانيده است ، و اگر خواستى شما را زيردست
هامش
[ 1 ] عظيمى ( ياء مصدرى ) ، عظمت ، بزرگى . [ 2 ] اگر مادر و پدر ، دستور دهند ، بايد خورد . [ 3 ] چون سفر براى علم نماز و روزه ، اگر در ديار خود كسى براى آموختن اين علم نيابد . [ 4 ] پيشين ، نخست .