تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
هر سه بهم آيد ، ناچار شفا يابد . » و در جمله ادب بيمار آن است كه گله نكند و جزع نكند ، و اميد بدان دارد كه بيمارى كفّارت گناه وى باشد ، و چون دارو خورد توكّل بر آفريدگار كند نه بر دارو . و ادب عيادت‌كننده آن است كه بسيار ننشيند ، و بسيار نپرسد ، و دعا كند به عافيت ، و از خويشتن فرا نمايد كه رنجور است به سبب بيمارى وى ، و وى چشم از خانه‌ها و درها كه در سراى باشد نگاه دارد ، و چون به در سراى رسد دستورى خواهد ، و در مقابل در نايستد بلكه بر يك‌سو بايستد ، و در به - رفق بزند و نگويد « يا غلام » و چون گويند « كيست ؟ » نگويد « منم . » و ليكن به جاى « منم » بگويد : « سبحان اللّه و الحمد للّه [ 1 ] » - و هر كه در وى [ 2 ] بزند ، همچنين بايد كرد .

حق بيست و دوم آنكه از پس جنازه فرا شود .

رسول ( ص ) مىگويد : « هر كه از پس جنازه فرا شود ، وى را قيراطى مزد است ، و اگر بايستد تا دفن - كنند ، دو قيراط - هر قيراطى چند كوه احد . » و ادب تشييع آن است كه خاموش باشد و نخندد و به عبرت مشغول باشد ، و از مرگ خود انديشه كند . اعمش گويد : « از پس جنازه‌اى رفتمى و ندانستمى كه كه را تعزيت كنم ، كه همه از يكديگر اندوهگن‌تر بودندى . » و قومى بر مرده اندوه مىخوردند ، يكى از بزرگان گفت : « اندوه خود خوريد كه وى سه هول باز پس پشت افكند : طلعت ملك‌الموت بديد ، و تلخى جان كندن چشيد ، و از بيم خاتمت بيرون گذشت . » و رسول گفت : « سه چيز از پس جنازه فرا شود : اهل و مال و كردار ، اهل و مال باز گردند و كردار با وى بماند . »
هامش
[ 1 ] پاكى اللّه - تعالى - را و ستايش نيكو و ثناى بسزا خداى را . [ 2 ] در خانهء بيمار .