مرا ياد كن و باك مدار . »
حق بيست و يكم آنكه به بيمار پرسان [ 1 ] شود كسى را كه آشنا بود ، اگر - چه دوست نبود .
رسول ( ص ) گفت : « هر كه عيادت بيمارى كند در ميان بهشت بنشست [ 2 ] ، و چون بازگردد هفتاد هزار فريشته بر وى موكّل كنند تا بر وى صلوات مىدهند تا شب . » و سنّت آن است كه دست بر دست بيمار نهد يا بر پيشانى و بپرسد كه « چگونهاى ؟ » و بگويد : « بسم اللّه الرّحمن الرحيم اعيذك باللّه الاحد الصّمد الّذى لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد من شرّ ما تجد . [ 3 ] » عثمان ( رض ) گويد : « من بيمار بودم ، رسول ( ص ) درآمد و چند بار اين بگفت . » و سنّت بيمار آن است كه بگويد : اعوذ بعزّة اللّه و قدرته من شرّ ما اجد و احاذر [ 4 ] . و چون كسى گويد كه « چگونهاى ؟ » ، گله نكند .
و در خبر است كه چون بندهاى بيمار شود ، حق - تعالى - دو فريشته بر وى موكّل كند ، تا چون كسى به عيادت شود شكر گويد و اگر شكايت كند گويد :
« خير است ، الحمد للّه ربّ العالمين « 1 » » ، خداى - تعالى - گويد : « بر من است بندهء من ، كه اگر ببرم به رحمت خويش برم و به بهشت رسانم ، و اگر عافيت دهم گناهان وى را بدين بيمارى كفّارت كنم ، و گوشتى و خونى بهتر از آن كه داشت باز دهم . » و على - كرّم اللّه وجهه - گويد : « هر كه را درد شكم گيرد ، از زن خويش چيزى بخواهد از كابين وى و بدان انگبين خرد و با آب باران بياميزد و بخورد ، شفا يابد ، كه خداى - تعالى - باران را مبارك خوانده است و انگبين را شفا و كابين كه زنان ببخشند - هنىّ و مرىّ - يعنى نوش و گوارنده ، تا اين
هامش
[ 1 ] بيمار پرسان ، عيادت .
[ 2 ] بنشست ( مستقبل محقق الوقوع كه به صيغهء ماضى درمىآيد ) ، حتما خواهد نشست .
[ 3 ] تو را از بد آنچه هست در پناه خداوند يگانه ، بار خداى همهء بار خدايان مىگيرم كه نزاد و نزادند او را و نبود هيچ كس او را همتا .
[ 4 ] پناه مىبرم به عزت خدا و توانايى او از بد آنچه هست .
( 1 ) ص 424 - ح 2 .