پس اگر كسى بر سبيل اكرام قيام كند - جايى كه عادت شده باشد - باكى نبود ، امّا بر پاى ايستادن در پيش كسى ، اين نهى است . رسول ( ص ) گفت :
« هر كه دوست دارد كه مردمان در پيش وى بر پاى ايستند و وى نشسته ، گو جاى خويش در دوزخ فرا گير . »
حق بيستم آنكه اگر كسى را عطسه آيد [ 1 ] ، بگويد : « الحمد للّه . »
ابن - مسعود ( رض ) گويد كه « رسول ( ص ) ما را بياموخت كه كسى را چون عطسه آيد بايد كه الحمد للّه ربّ العالمين [ 2 ] بگويد ، چون اين بگفت ، كسى كه بشنود بگويد : ، يرحمك اللّه ، [ 3 ] ، يا يرحمك ربّك . [ 4 ] ، و چون اين بگفت ، وى گويد : ، يغفر اللّه لي و لكم . [ 5 ] ، و چون كسى الحمد للّه نگويد ، مستحق يرحمك اللّه نباشد . » و رسول را ( ص ) چون عطسه فرود آمدى ، آواز فرود داشتى [ 6 ] و دست بر روى باز نهادى .
و اگر كسى را در ميان قضاى حاجت عطسه آيد ، به دل الحمد للّه ربّ العالمين ببايد گفت . و إبراهيم نخعى گفته است : « اگر به زبان گويد ، نيز باكى نباشد . » كعب احبار مىگويد كه موسى ( ع ) گفت : « يا رب ، نزديكى تا سخن به راز گويم يا دورى تا به آواز گويم ؟ » گفت : « هر كه مرا ياد كند ، من همنشين وىام . » گفت : « بار خدايا ، ما را حالهاست چون جنابت و قضاى حاجت ، كه تو را در چنان حال از ياد كرد خويش اجلال كنيم [ 7 ] ؟ » گفت : « به هر حال كه باشى ،
هامش
[ 1 ] عطسه آيد ، عطسه عارض شود .
[ 2 ] ستايش خداى را پروردگار جهانيان .
[ 3 ] خدات ببخشاياد .
[ 4 ] پروردگارت تورا ببخشاياد .
[ 5 ] خداى مرا و شما را بيامرزاد .
[ 6 ] در « ترجمهء احياء » : چون پيغامبر ( ص ) عطسه زدى آواز پست گردانيدى ، و به جامه يا دست ، خود را بپوشيدى ، اى روى خود را بپوشيدى .
[ 7 ] مراد اينكه تورا برتر از آن مىدانيم كه در آن حال ياد كنيم . در « ترجمهء احياء » : موسى ( ع ) گفت : الهى نزديكى تا با تو راز گويم ، يا دورى تا ندا كنم ؟ فرمود كه « من همنشين آن كسم كه مرا ياد كند » گفت : ما در حالى باشيم كه جلال و تعظيم تو از ذكر مانع آيد ، اى در حال جنابت و قضاى حاجت ، فرمود كه در همهء حالها مرا ياد كنيد . ( ربع عادات ، كتاب پنجم ، باب سوم )