تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
سلام ، جوابش مدهيد تا پيشتر سلام كند . » و يكى به نزديك رسول ( ص ) شد و سلام نكرد ، گفت : « بيرون شو و باز درآى و سلام كن . » و انس ( رض ) مىگويد كه چون هشت سال خدمت كردم رسول را ، گفت : « يا انس ، طهارت تمام كن تا عمرت دراز گردد ، و فرا هر كه رسى سلام كن تا حسنات تو بسيار شود ، و چون در خانه شوى بر اهل خانه سلام كن تا خير در خانهء تو بسيار شود . » و يكى به نزديك رسول ( ص ) آمد ، گفت : « سلام عليكم . » رسول گفت ده حسنه بنوشتند وى را . ديگرى در آمد و گفت : « سلام عليكم و رحمة اللّه . » گفت بيست حسنه بنوشتند وى را . ديگرى در آمد و گفت : « سلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . » گفت سى حسنه بنوشتند وى را . و رسول ( ص ) گفت : « چون در جايى شويد ، سلام گوييد ، و چون بيرون - آييد هم سلام گوييد ، كه پيشين از بازپسين اولىتر نيست . » و گفت : « چون دو مؤمن دست يكديگر فراگيرند ، هفتاد رحمت ميان ايشان قسمت كنند : شصت و نه آن كس را بود كه خندان‌تر بود و گشاده رويتر ، و چون دو مسلمان فرا هم رسند و سلام كنند ، صد رحمت ميان ايشان قسمت كنند : نود آن را بود كه ابتدا كند ، و ده آن را كه جواب دهد . » و بزرگان دين را بوسه بر دست دادن سنّت است . بو عبيدهء جرّاح بوسه بر دست عمر خطّاب داد . انس ( رض ) گويد كه پرسيدم از رسول ( ص ) كه « چون فرا يكديگر رسيم ، پشت را خم دهيم ؟ » گفت : « نه . » گفتم : « دست فرا گيريم ؟ » گفت : « آرى . » اما بوسه بر روى دادن در وقت فرا رسيدن از سفر و معانقه كردن سنّت است ، امّا برپاىخاستن رسول ( ص ) دوست نداشته است . و انس ( رض ) مىگويد : « هيچ كس را از وى [ 1 ] دوست‌تر نداشتيم ، و وى را بر پاى نخاستيم ، كه دانستيم كه آن را كاره باشد . »
هامش
[ 1 ] از رسول اكرم .