تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
نمانده است . » حق - تعالى - متظلّم را گويد : « اكنون چه كند ؟ كه هيچ حسنه ندارد . » گويد : « بار خدايا ، معصيتهاى من با وى حوالت كن . » پس معصيت وى بر او نهند و هنوز مظلمتى بماند - آنگاه رسول ( ص ) اينجا بگريست و گفت : « اين است عظيم روزى ، كه هر كس حاجتمند آن باشد كه بارى از وى برگيرند » - آنگاه خداى - تعالى - متظلّم را گويد : « برنگر تا چه بينى ؟ » بر نگرد ، گويد : « يا رب ، شهرها مىبينم از سيم و كوشكها مىبينم از زر مرصّع به - جواهر و مرواريد . » گويد [ 1 ] : « آيا كه اين كدام پيغامبر را تواند بود و يا كدام صديق را و يا كدام شهيد را ؟ » حق - تعالى - گويد : « اين آن راست كه بخرد و بها بدهد . » گويد : « يا رب ، بهاى اين كه تواند داد ؟ » گويد : « تو . » گويد : « بار خدايا ، به چه ؟ » گويد : « بدانكه از اين برادر عفو كنى . » گويد : « بار خدايا ، عفو كردم . » گويد : « خيز ، دست وى گير و هر دو در بهشت شويد . » آنگاه رسول ( ص ) گفت : بپرهيزيد از خداى ، و ميان خلق صلح افكنيد ، كه خداى - تعالى - روز قيامت ميان مسلمانان صلح افكند .

حق دوازدهم آنكه همهء عيبها و عورتهاى مسلمانان پوشيده دارد ،

كه در خبر است كه « هر كه در اين جهان ستر بر مسلمانى نگاه دارد ، حق - تعالى - اندر قيامت ستر ، بر گناهان وى نگاه دارد . » و أبو بكر صدّيق ( رض ) مىگويد : « هر كه را بگيرم ، اگر دزد بود و اگر خمرخواره ، آن خواهم كه خداى - تعالى - آن فاحشه بر وى بپوشد . » و رسول ( ص ) گفت : « يا كسانى كه ايمان آورده‌ايد به زبان و هنوز ايمان در درون دل شما نشده است ، مردمان را غيبت مكنيد ، و عورت ايشان را تجسّس مكنيد ، كه هر كه عورت مسلمانى بردارد تا آشكارا كند ، حق - تعالى - عورت وى بردارد تا فضيحت گرداند وى را ، اگر چه در اندرون خانه بود . » ابن مسعود ( رض ) گويد : « ياد دارم كه اوّل كسى كه به دزدى بگرفتند و
هامش
[ 1 ] متظلم گويد .