تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
به نزديك رسول ( ص ) آوردند تا دست وى ببرند ، روى رسول ( ص ) از لون بشد ، گفتند : « يا رسول اللّه ، كراهيت آمد تو را از اين كار ؟ » گفت : « چرا نيايد و چرا ياور شيطان باشم در خصمى برادران خويش ؟ اگر خواهيد كه حق - تعالى - شما را عفو كند و گناه شما را بيامرزد و بپوشاند ، شما نيز گناه برادر مسلمان بپوشانيد كه چون پيش سلطان رسيد چاره نباشد از حدّ اقامت كردن . » و عمر خطّاب ( رض ) شب به عسسى [ 1 ] مىگرديدى ، آواز سرود شنيد ، از سرايى به بام بر شد ، و بدان سراى فروشد ، چون فروشد مردى را ديد و زنى با وى نشسته و خمر ديد ، گفت : « يا دشمن خداى ، پنداشتى كه چنين معصيتى خداى - تعالى - بر تو بپوشد ؟ » گفت : « يا امير المؤمنين ، شتاب مكن كه اگر من يك معصيت كردم تو سه معصيت كردى ، خداى - تعالى - تو را مىگويد :
وَ لا تَجَسَّسوا
[ 2 ] ، و تو تجسّس كردى ، و گفته است
وَ أْتُوا البُيوتَ مِن ابوابِها
[ 3 ] و تو از بام در آمدى و گفت
لا تَدخُلوا بُيوتاً غَيْرَ بُيوتِكُمْ حَتّى تَستَأنِسوا و تُسَلِّموُا عَلى اهلِها
[ 4 ] ، گفته است بىدستورى اندر خانهء كس مشويد و سلام كنيد ، و تو بىدستورى در آمدى و سلام نكردى . » عمر ( رض ) گفت : « اكنون اگر عفو كنم ، توبه كنى ؟ » گفت : « كنم . اگر عفو كنى هرگز با سر اين نشوم . » پس عفو كرد ، و وى توبه كرد . و رسول ( ص ) گفت : « هر كه گوش فرا دارد تا سخن مردمان بشنود - كه نه با وى گويند - روز قيامت سرب گداخته در گوش وى ريزند . »

حق سيزدهم آنكه از راه تهمت دور باشد ،

تا دل مسلمانان را از گمان بد و زبان ايشان را از غيبت صيانت كرده باشد ، كه هر كه سبب معصيت ديگرى باشد ، وى در آن معصيت شريك بود . و رسول ( ص ) مىگويد : « چگونه باشد كسى كه مادر و پدر خود را دشنام دهد ؟ » گفتند : « اين كه كند يا رسول اللّه ؟ »
هامش
[ 1 ] عسسى ( « ى » مصدرى ) . [ 2 ] ( قرآن ، 49 - 12 ) ، و پوشيده مجوييد . [ 3 ] ( قرآن ، 2 - 189 ) ، به خانه‌ها كه آييد از در درآييد . [ 4 ] ( قرآن ، 24 - 27 ) ، در هيچ خانه مرويد مگر در خانه‌هاى خويش ، تا آنگه كه بررسيد ( بدانيد ) كه هيچ مردم هست ، و در هيچ خانه مرويد تا پيش سلام نكنيد بر اهل آن .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 419 | الغزالي