تعالى - اولياى خود را پوشيده گردانيده است تا كس بديشان راه نبرد .
حق چهارم آنكه سخن هيچ نمّام بر هيچ مسلمان نشنود ،
كه سخن از عدل بايد شنيد ، و نمّام فاسق است ، كه ، در خبر است كه « هيچ نمّام در بهشت نشود . » و ببايد دانست كه هر كه ، كسى را پيش تو بد گويد ، ترا نيز پيش ديگرى بد گويد : از وى دور بايد بود و وى را دروغزن بايد داشت [ 1 ] .
حق پنجم آنكه زبان از هيچ آشنا باز نگيرد بيش از سه روز .
و رسول ( ص ) مىگويد : « حلال نيست از برادر مسلمان بيش از سه روز زبان باز گرفتن [ 2 ] . » و بهترين ايشان آن بود كه به سلام ابتدا كند .
و عكرمه ( رض ) گويد : حق - تعالى - يوسف ( ع ) را گفت : « درجهء تو و نام تو از آن بزرگ گردانيدم كه گناه برادران را عفو كردى . » و در خبر است كه « هر بدى كه از برادرى عفو كنى جز عزّ و بزرگى نيفزايد . »
حق ششم آنكه با هر كه باشد نيكويى كند بدانكه تواند ،
و فرق نكند [ 3 ] ميان نيك و بد ، كه در خبر است كه « نيكويى كن با هر كه توانى : اگر آن كس اهل آن نباشد تو اهل آنى . » و در خبر است كه « اصل عقل ، پس از ايمان ، دوستى نمودن است با خلق و نيكويى كردن با پارسا و ناپارسا . » و بو هريره ( رض ) گويد كه « هر كه دست رسول ( ص ) بگرفتى تا با وى سخن گويد ، هرگز دست از وى جدا نكردى تا آنگاه كه آن كس دست بنداشتى ، و هر كه با وى سخن گفتى ، جمله روى به وى آوردى و صبر كردى تا تمام بگفتى . »
حق هفتم آنكه پيران را حرمت دارد و بر كودكان رحمت كند
كه رسول ( ص ) مىگويد : « هر كه پير را حرمت ندارد و بر كودكان رحمت نكند ، از ما
هامش
[ 1 ] داشتن ، دانستن ، شمردن .
[ 2 ] زبان باز گرفتن : قهر كردن .
[ 3 ] فرق نگذارد .