نيست . » و گفت : » اجلال موى سپيد اجلال خداى - تعالى - است . » و گفت :
« هيچ جوانى پيرى را حرمت نداشت كه نه حق - تعالى - جوانى را برانگيخت - اندر وقت پيرى وى - تا حرمت وى نگاه دارد . » و اين بشارت است به عمر دراز ، كه هر كه توفيق توقير مشايخ يابد دليل آن بود كه به پيرى خواهد رسيد تا مكافات آن ببيند .
و رسول ( ص ) چون از سفر باز آمدى ، كودكان را پيشباز بردندى : برخى از ايشان را در پيش خود بر ستور نشاندى و بعضى را از پس ، و ايشان بر يكديگر فخر - كردندى كه « رسول ( ص ) مرا اندر پيش نشاند و تو را باز پس . » و چون كودك خرد را در پيش وى بردندى تا نام بر نهد و دعا كند : بر كنار گرفتى ، و بودى كه آن كودك بول كردى : و ايشان بانگ بر زدندى و قصد آن كردندى تا از وى فرا - ستانند ، گفتى : « بگذاريد تا بول بكند ، بر وى بريده مكنيد . » و آنگاه اندر پيش آن كس بنشستى تا رنجور نشود ، و چون بيرون شدندى بشستى ، و هر چه پسر خرد بودى آب بر پاشيدى و نشستى .
حق هشتم آنكه با همه مسلمانان روى خوش دارد
و پيشانى گشاده دارد و در روى همگنان [ 1 ] خندان باشد . رسول ( ص ) گفت : « خداى - تعالى - گشاده - روى و آسانگير را دوست دارد . » و گفت : « نيكوكاريى كه موجب مغفرت است ، سخت آسان است : پيشانيى گشاده و زبانى خوش . » و انس مالك ( رض ) گويد : « زنى بيچاره اندر راه رسول ( ص ) آمد و گفت : ، مرا با تو كارى است . ، گفت : ، در اين كوى هر كجا خواهى بنشين تا با تو بنشينم . ، آنگاه در كوى برابر وى بنشست تا سخن خود جمله بگفت . »
حق نهم آنكه هيچ مسلمان را وعدهء خلاف ندهد .
در خبر است كه « سه چيز در هر كه بود منافق بود ، اگر چه نماز كن و روزهدار است : اندر حديث كردن دروغ گويد ، و وعده را خلاف كند ، و اندر امانت خيانت كند . »
هامش
[ 1 ] همگنان ، همگان .