حق شانزدهم آنكه چون به صحبت كسى بد مبتلا شود ، مجاملت و مدارا بايد كرد تا برهد ،
و با وى درشتى نكند مشافهه .
ابن عبّاس ( رض ) مىگويد در معنى اين آيت كه
وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ - السَّيِّئَةَ
[ 1 ] كه فحش را به سلام و مدارا مقابله كنيد .
و عايشه ( رض ) مىگويد كه : مردى دستورى خواست تا به نزديك رسول ( ص ) آيد ، گفت : « دستورى دهيد كه او بد مردى است در ميان قوم خويش . » چون در آمد چندان مراعات كرد و مردمى مر او را كه پنداشتم كه وى را به نزديك وى منزلتى است . چون بيرون شد ، گفتم : « تو گفتى كه بد مردى است ، و مراعات كردى . » گفت : « يا عايشه ، بترين مردمان نزد خداى - تعالى - اندر قيامت كسى است كه از بيم شرّ وى او را مراعات كنند . » و در خبر است كه « هر چه بدان عرض خويش از زبان بدگويان نگاه - دارى ، آن صدقه باشد . » و أبو دردا ( رض ) گويد : « بسيار كس است كه ما اندر روى وى مىخنديم و دل ما وى را لعنت مىكند . »
حق هفدهم آنكه نشست و خاست و دوستى با درويشان دارد
و از مجالست توانگران حذر كند . رسول ( ص ) گفت : « با مردگان منشينيد . » گفتند :
« اين كيانند ؟ » گفت : « توانگران . » و سليمان ( ع ) در مملكت خويش هر كجا مسكينى ديدى با وى بنشستى و گفتى : « مسكينى با مسكينى بنشست . » و عيسى ( ع ) هيچ نام دوستتر از آن نداشتى كه گفتندى : يا مسكين .
و رسول ما ( ص ) گفت : « بار خدايا ، تا زنده دارى مرا مسكين دار ، و چون بميرانى مسكين ميران ، و چون حشر كنى با مسكينان كن . » و موسى ( ع ) گفت : « بار خدايا ، كجات جويم ؟ » گفت : « به نزديك
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 13 - 22 ) ، و باززنند به نيكى بدى را .