تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
دارد ، و اگر كسى در غيبت حديث ايشان كند جواب باز دهد و چنان انگارد كه وى اندر پس ديوارى است ، مىشنود ، و چنان كه خواهد كه وى باشد در غيبت وى [ 1 ] او نيز همچنان باشد ، و مداهنت نكند ، و چون سخن گويد بشنود ، و با وى خلاف و مناظره نكند ، و سرّ وى هيچ آشكارا نكند - اگر چه از پس وحشت بود [ 2 ] - كه لئيم طبعى باشد ، و زبان از اهل و فرزند و اسباب وى كوتاه دارد ، و اگر كسى در وى قدح كند با وى بنگويد كه رنج آن به وى رسانيده باشد ، و چون نيكويى گويد از وى پنهان ندارد كه از حسد بود ، و اگر اندر حقّ وى تقصير كند ، گله نكند و معذورش دارد و از تقصير خود بازانديشد كه اندر طاعت حق - تعالى - مىكند ، تا از آن عجب ندارد ، كه كسى در حق وى تقصيرى كند ، و بداند كه اگر خواهد كه كسى طلب كند كه در وى هيچ عيبى نبود و از وى هيچ تقصيرى نباشد ، هرگز نيابد و آنگاه از صحبت خلق بيوفتد . و در خبر است كه « مؤمن همه عذر جويد و منافق همه عيب بگويد . » و بايد كه به يك نيكويى ده تقصير بپوشد كه رسول ( ص ) مىگويد : « به خداى پناهيد از يار بد كه چون شرّى بيند آشكارا كند و چون خيرى بيند بپوشاند . » و بايد كه هر تقصيرى را كه عذرى توان نهاد ، عذر نهد ، و بر وجه نيكوترين حمل - كند و گمان بد نبرد ، كه گمان بد حرام است . رسول ( ص ) گفت : « حق - تعالى - از مؤمن چهار چيز حرام كرده است : مال ، و خون ، و عرض ، و آنكه به وى گمان بد برند . » و عيسى ( ع ) مىگويد : « چه گويم در كسى كه برادر خود را خفته بيند و جامه از عورت وى باز كند تا برهنه بماند ؟ » گفتند : « يا رسول اللّه ، كه روا دارد كه اين كند ؟ » گفت : « شما ، كه عيبى از برادر خود بدانيد آشكارا بكنيد و بگوييد تا ديگران بدانند . » و چنين گفته‌اند « كه چون با كسى دوستى خواهى گرفت وى را به خشم‌آور ، و آنگاه كسى را پنهان به وى فرست تا حديث تو كند : اگر هيچ سرّ تو آشكارا كند ، بدان كه دوستى را نشايد . » و گفته‌اند : « صحبت با كسى كن كه هر چه
هامش
[ 1 ] كه برادران ( دوستان ) باشند در غيبت او . [ 2 ] از پس وحشت ، پس از رميدگى و گسستن رشتهء انس .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 404 | الغزالي