دوستتر دارم از آن كه صد درم به صدقه در حق درويشان دهم . » و رسول ( ص ) در بيشه - اى شد و دو مسواك باز كرد [ 1 ] ، يكى راست و يكى كژ . يكى از صحابه با وى بود ، آن راست به وى داد ، و آن كژ خود را [ 2 ] بگذاشت ، گفت : « يا رسول اللّه ، اين نيكوتر است ، تو بدين اولىترى . » گفت : « نه ، هيچ كس يك ساعت با ديگرى صحبت نكند كه نه وى را سؤال كنند از حق صحبت : كه نگاه داشت يا ضايع كرد . » - اشارت كرد بدانكه حق صحبت ايثار است - و گفت : « هيچ دو تن با يكديگر صحبت نكنند كه نه دوستترين نزد حق - تعالى - آن بود كه رفيقتر بود . »
حق دوم يارى دادن بود در همه حاجتها
پيش از آنكه در خواهد و بگويد ، و قيام كردن به مهمّات به دلى خوش و پيشانى گشاده . و سلف چنين بودهاند كه به در سراى دوست شدندى هر روز ، و از اهل خانه بپرسيدندى كه « چه كار است ، و هيزم و نانتان هست ، و غير اين از نمك و روغن ؟ » و كار ايشان همچون كار خويش مهم داشتندى ، و چون در اين قيام كردندى منّت داشتندى [ 3 ] .
و حسن بصرى مىگويد : « برادران بر ما عزيزترند از اهل و فرزند ، كه ايشان دين با ياد ما دهند ، و اهل و فرزند دنيا با ياد ما دهند . » و عطا گفته - است كه « پس از سه روز [ 4 ] برادران را طلب كنيد : اگر بيمار باشند عيادت كنيد ، و اگر مشغول باشند ياورى دهيد و اگر فراموش كرده باشند با ياد دهيد . » و جعفر بن محمد ( رض ) گويد كه « من شتاب كنم تا حاجت دشمن از من روا شود تا از من بىنياز شود ، در حق دوست چه كنم ؟ » و كس بوده است - اندر سلف - كه پس از مرگ برادرش ، چهل سال فرزند و اهل وى را تيمار داشت ، نگاهداشت حق صحبت را [ 5 ] .
حق سوم بر زبان است ،
كه در حق برادران نيكو گويد ، و عيوب ايشان پوشيده -
هامش
[ 1 ] باز كرد ، چيد .
[ 2 ] خود را ، براى خود .
[ 3 ] منت داشتن در مقابل منت نهادن .
[ 4 ] سه روز غيبت .
[ 5 ] براى حفظ حق صحبت .