تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
در آن [ 1 ] . » و جنيد مىگويد : « صحبت با فاسقان نيكوخوى دوست‌تر دارم از آن كه با قرّا آن بدخوى » و بدان كه جملهء اين خصال كمتر جمع شود ، و ليكن بايد كه غرض صحبت بشناسى : اگر مقصود انس است ، خلق نيكو طلب كنى ، و اگر مقصود دنياست سخاوت و كرم طلب كنى ، و اگر مقصود دين است ، علم و پرهيزگارى طلب كنى ، و هر يكى را شرطى ديگر است . بدان كه خلق از سه جنس آيد : بعضى چون غذايند ، كه از ايشان نگزيرد [ 2 ] ، و بعضى چون دارو ، كه در بعضى احوال بديشان حاجت افتد و بس ، و بعضى چون علّت‌اند كه به هيچ وقت بديشان حاجت نباشد ، و ليكن مردم بديشان مبتلا - شود : مدارا ! همى بايد كرد تا برهد . و در جمله صحبت با كسى بايد كرد كه وى را از تو فايدهء دينى باشد و يا تورا از وى .

پيدا كردن حقوق صحبت و دوستى

بدان كه عقد برادرى و صحبت چون بسته شد ، همچون عقد نكاح است ، كه وى را حقوق است . رسول ( ص ) مىگويد : « مثل دو برادر چون دو دست است كه يكديگر را مىشويند . » و اين حقوق از ده جنس است :

حق اول مال است .

و درجهء بزرگترين اين است كه حقّ وى را تقديم - كند و ايثار كند ، چنان كه در حقّ انصاريان آمده است :
و يُؤْثِرونَ عَلى انْفُسِهِم و لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
[ 3 ] . درجهء دوم آنكه وى را همچون خويشتن دارد ، و مال ميان خويشتن و وى مشترك داند ، و درجهء بازپسين آن است كه وى را چون غلام و خادم خويش داند : آنكه از وى بسر آيد ، در حاجت وى كند ، بىآنكه وى را ببايد خواست ، و چون به خواست و به گفتار حاجت افكند ، اين از درجهء
هامش
[ 1 ] طمع در يك لقمه البته از يك لقمه كمتر است . [ 2 ] نگزيرد ، گزير نيست ، چاره نيست . [ 3 ] ( قرآن ، 59 - 9 ) ، و مهمان بر خود مىگزينند هر چند كه به طعام دل‌آسا ( آرزومند ) و نيازمندند .