تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
كه سؤال كند [ 1 ] كه از كجاست به شرط آنكه رنجى حاصل نيايد ، و اگر آن كس از سؤال وى بخواهد رنجيد ، سؤال حرام باشد - كه ورع احتياط است ، و رنجانيدن حرام - بلكه بايد كه تلطّف كند و بهانه آرد و نخورد ، و اگر نتواند ، بخورد تا آن كس رنجور نشود . و اگر از كسى ديگر بپرسد كه ممكن باشد كه وى [ 2 ] بشنود ، حرام بود ، كه اين تجسّس است و غيبت و گمان بد ، و اين همه حرام است : براى احتياط [ 3 ] اين مباح نشود . و رسول ( ص ) مهمان شدى و نپرسيدى ، و هديه بردندى وى را و نپرسيدى هديه است يا صدقه ، الّا جايى كه سبب شبهت ظاهر بودى . و در ابتدا كه در مدينه شد آنچه بردندى بپرسيدى كه هديه است يا صدقه - براى آنكه جاى شك بود - و از آن [ 4 ] هيچ كس رنجور نشدى . و بدان كه اگر در بازارى مال سلطانى [ 5 ] طرح كنند [ 6 ] يا گوسفند غارتى افتد : اگر داند كه بيشتر مال در آن بازار حرام است ، بايد كه نخرد تا آنگاه كه سؤال كند و بپرسد كه از كجاست ، و اگر بيشتر حرام نباشد ، خريدن بىسؤال روا بود ، و ليكن سؤال از ورع مهم [ 7 ] باشد .

باب چهارم - در ادرار سلطانيان و سلام كردن بر ايشان ، و آنچه از مال ايشان حلال باشد استدن

بدان كه هر چه در دست سلطانيان روزگار است ، كه از خراج مسلمانان ستده‌اند يا از مصادره يا از رشوت ، همه حرام است . و حلال در دست ايشان سه مال است : مالى كه از كفّار به غنيمت بستانند ، و يا گزيدى [ 8 ] كه از اهل ذمّت بستانند - چون به شرط شرع ستانند ، و يا ميراثى كه در دست ايشان افتد از آن كسى كه بميرد و وى را وارثى نباشد - كه آن مال مصالح را باشد .
هامش
[ 1 ] از صاحب مال . [ 2 ] صاحب مال . [ 3 ] به خاطر احتياط . [ 4 ] از آن پرسيدن . [ 5 ] سلطانى ( « ى » نسبت ) . [ 6 ] طرح كردن ، به زور عرضه كردن و فروختن . [ 7 ] از شمار ورع مهم . [ 8 ] گزيد ( گزيت ، جزيه ) ، خراج سرانه ، مالى كه امام از كافران ذمى ( كافرانى كه با شرائط خاصى زير لواى اسلام آمده‌اند ) مىگرفته است .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 379 | الغزالي