تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
باشد . وكيل عبد اللّه مبارك از بصره به وى نوشت كه « با كسانى معاملت كرده مىآيد - كه ايشان با سلطانيان معاملت كنند ، با ايشان معاملت كردن روا بود ؟ » گفت : « اگر جز با سلطانيان معاملت ندارند ، با ايشان معاملت مكن ، و اگر با ديگران نيز معاملت مىكنند ، روا بود با ايشان معاملت كردن . »

قسم پنجم آنكه ظلم وى نشناسى و از مال وى خبر ندارى ،

امّا با وى علامت ظلم بينى ، چون كلاه و قبا و صورت لشكريان . اين نيز علامتى ظاهر است ، از معاملت با ايشان نيز حذر بايد كرد تا آنگاه كه بدانى كه آن مال كه به تو مىدهند - از كجا مىآرند .

قسم ششم آنكه كسى كه با وى علامت ظلم نبينى ،

و ليكن علامت فسق بينى ، چنان كه ديبا بپوشد و ساخت بزر [ 1 ] دارد ، و دانى كه شراب خورد و در زنان نامحرم نگرد . درست آن است كه از مال وى حذر نبايد كرد ، كه اين ، مال را حرام نگرداند ، بيش از آن نبود كه گويند : « چون اين [ 2 ] حلال مىدارد ، باشد كه از حرام نيز حذر نكند . » و بر اين ، حكم نتوان كرد به حرامى مال وى ، كه هيچ كس از معصيت معصوم نيست و بسيار كس بود كه از مظالم حذر كند اگر چه از معصيت حذر نكند . و اين قاعده در فرق ميان حلال و حرام نگاه بايد داشت ، اگر حرامى خورده - آيد كه وى نداند بدان مأخوذ نباشد ، همچنان‌كه نماز با نجاست روا نبود ، و ليكن اگر نجاستى بود كه وى نداند ، بدان مأخوذ نباشد ، و اگر پس از آن بداند ، بر يك قول قضاى نماز واجب نيايد ، كه رسول ( ص ) در ميان نماز نعلين بيرون كرد و نماز از سرنگرفت و گفت : « جبريل ( ع ) مرا خبر داد و گفت : نعلين آلوده است . ، » و بدان كه هر جاى كه گفتيم : « ورع مهم است ، اگر چه واجب نيست » شايد روا باشد
هامش
[ 1 ] ساخت بزر ، ساز و برگ زرين . [ 2 ] علامت فسق .