تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
به حرام ادا كند . و براى اين گفت رسول ( ص ) كه « حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة » ، دوستى دنيا سر همهء گناهان است ، و بدان دنياى مباح خواست [ 1 ] ، كه دوست داشتن دنياى مباح جملهء دل بستاند و در طلب دنياى بسيار افكند - و بىمعصيت راست نيايد - تا ذكر حق - تعالى - از دل وى زحمت كند . و سر همهء شقاوتها اين بود كه غفلت از حق - تعالى - بر دل غلبه گيرد . و براى اين بود كه سفيان ثورى ( ره ) بر در سراى بركشيده‌اى از آن محتشمى بگذشت ، يكى با وى بود ، در آنجا بنگريست ، وى را نهى كرد و گفت : « اگر شما اين نظر نكنيد ايشان اين اسراف نكنندى ، و شما شريك باشيد در مظلمت آن اسراف . » و احمد حنبل را پرسيدند از ديوار مسجد و سراى به گچ كردن ، گفت : « زمين روا باشد تا خاك برنخيزد [ 2 ] ، اما گچ كردن ديوار را كاره‌ام كه آن آرايش بود . و بزرگان سلف گفته‌اند : « هر كه را جامه تنك و باريك بود ، دين وى تنك بود . » و جملهء اين باب آن است كه حلال دست بدارد از بيم آنكه به حرام كشد .

درجهء چهارم ورع صدّيقان است ،

كه حذر كنند از چيزى كه حلال بود و به - حرامى ادا نكند نيز ، و ليكن در سببى از اسباب حاصل شدن وى معصيتى رفته - باشد . و مثال اين آن است كه بشر حافى ( ره ) آب نخوردى از آن جوى كه سلطان كنده بودى . و گروهى در راه حج آب نخوردندى از آن حوضها كه سلطان كنده - بودى . و قومى انگور نخوردندى از بستانى كه آب آن در جويى رفته بودى كه سلطان كنده بودى . و احمد حنبل كراهيت داشتى كه در مسجد درزيى كنند و كسب كنند . و پرسيدند از دوك‌گرى كه در گنبد گورخانه بنشيند و ريسد ؟ كراهيت داشت و گفت : « گورخانه براى آخرت است . »
هامش
[ 1 ] خواستن ، اراده كردن ، مراد داشتن . [ 2 ] براى اينكه خاك بلند نشود ، كف را به - گچ كردن رواست .