تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
شنيد ، گفت : « اين چيست ؟ » گفت : « مشك مىفروختم ، دستم بوى گرفت ، در مقنعه ماليدم . » عمر ( رض ) مقنعه از وى بستد و مىشست و در خاك مىماليد و مىبوييد تا هيچ بوى در آن بنماند ، آنگاه با وى داد . و اين مقدار در محلّ مسامحت باشد ، و ليكن عمر خواست تا اين در بسته دارد تا به چيزى ديگر ادا نكند « 1 » و يا از بيم حرام حلال بگذاشته باشد و ثواب متّقيان بيابد . و احمد حنبل را پرسيدند كه « كسى در مسجد بود و بخور مىسوزد از مال سلطان . » گفت : « بيرون بايد آمد تا بوى نشنود . و اين خود به حرام نزديك بود ، كه آن قدر بوى كه به وى رسد و در جامه گيرد مقصود بود ، و باشد كه در محلّ مسامحت نباشد [ 1 ] . » و وى را پرسيدند كه « كسى ورقى يابد از حديث ، روا بود كه بنويسد بىدستورى [ 2 ] ؟ » گفت : « نى » . و عمر بن خطّاب را ( رض ) زنى بود كه وى را دوست داشتى ، چون خلافت به وى رسيد ، وى را طلاق داد ، از بيم آنكه نبايد [ 3 ] كه در كارى شفاعت كند [ 4 ] ، و از خويش آن قوّت نيابد كه آن را خلاف كند . و بدان كه هر مباح كه بر نيّت دنيا بازگردد از اين جمله باشد : چون بدان مشغول شود وى را به كارهاى ديگر افكند . بلكه هر كه از حلال سير بخورد از درجهء متّقيان محروم ماند . از براى آنكه سير خوردن حلال شهوت را بجنباند ، و آنگاه در طلب افكند ، و بيم آن بود كه انديشهء ناشايست درآيد ، و بيم آن بود كه نظر پديد آيد . [ 5 ] و نگريستن در مال اهل دنيا و باغ و كوشك ايشان از اين بود [ 6 ] ، كه اين ، حرص دنيا را بجنباند ، و آنگاه در طلب آن افتد و
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : از احمد حنبل پرسيدند كه « مردى در مسجد باشد و مجمر سلطان بيارند و مسجد به عود بخر كنند ؟ » گفت : « بايد كه از مسجد بيرون آيد كه از عود جز بوى آن منفعتى نباشد ، و اين نزديك است به حرام . چه آن قدر از بوى عطر به جامهء وى آويزد روا كه مقصود باشد و در آن ضنت رود . و نتوان دانست كه در آن تسامح هست يا نه . . . » [ 2 ] دستورى ، اجازه . [ 3 ] نبايد ، مبادا . [ 4 ] آن زن . [ 5 ] در « ترجمهء احياء » : و بيشتر ، مباحات ، داعى باشد به محظورات تا به حدى كه سير خوردن و عطر به كار داشتن شهوت عزب بجنباند ، پس شهوت به انديشيدن داعى شود ، و انديشيدن به ديدن و ديدن به جز آن . ( ربع عادات ، كتاب چهارم ، باب اول ) [ 6 ] از همين قبيل بود . ( 1 ) ص 144 - ح 3 .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 372 | الغزالي