انگبين خورد ، خطر وى بيشتر از آن كه پانيذ [ 1 ] خورد ، و چون بيشتر خورد خطر بيش از آن بود كه كمتر خورد .
و تفصيل آنكه حرام كدام است و حلال كدام ، كسى داند كه جملهء فقه بر - خواند - و بر هر كسى واجب نيست كه آن همه برخواند ، كه آن كس كه قوت وى نه از مال غنيمت و نه از مال گزيد [ 2 ] اهل ذمّت است ، چه حاجت بود او را به كتاب غنايم و جزيت برخواندن ، و ليكن بر هر كسى آن واجب است بياموزد كه بدان محتاج بود : چون دخل وى از بيع است ، علم بيع بر وى واجب باشد ، و اگر از مزدورى است ، علم اجارت بر وى واجب است كه بياموزد . و هر پيشهاى را علمى است ، پيشهور را علم آن پيشه واجب باشد آموختن .
درجهء دوم ورع نيكمردان است ،
كه ايشان را صالحان گويند . و اين آن بود كه هر چه مفتى گويد « حرام نيست و ليكن خالى نيست از شبهتى » ، آن نيز دست بدارد .
و شبهت سه قسم است : بعضى آن است كه واجب بود از وى حذر - كردن ، و بعضى واجب نباشد ، و ليكن مستحب بود - و از واجب حذر كردن درجهء اول است ، و از مستحب درجهء دوم است ، و سوم آن است كه حذر از آن وسوسه باشد و به كار نيايد ، چنان كه كسى گوشت صيد نخورد ، و گويد كه « باشد كه اين ملك كسى بوده باشد و از وى بجسته باشد [ 3 ] » ، يا سرايى به عاريت دارد ، بيرون شود و گويد كه « باشد كه خداوند [ 4 ] بميرد و ملك به وارث افتد . » اين چنين بىآنكه نشانى بر وى دليل كند ، وسواس بود و به كار نيايد .
درجهء سوم ورع پرهيزگاران است ، كه ايشان را متّقيان گويند .
و اين آن بود كه آنچه نه حرام بود و نه شبهت ، بلكه حلال مطلق باشد و ليكن بيم آن
هامش
[ 1 ] پانيذ ( فانيذ ) ، شكر سرخ ، نوعى حلوا .
[ 2 ] گزيد ( گزيت ) ، جزيه .
[ 3 ] گريخته باشد .
[ 4 ] خداوند ، صاحب .