خداوند حق برد ، چنان كه وى را كس نبايد فرستاد . و در خبر است كه « بهترين از شما آن است كه اوام نيكوتر گزارد . » و در خبر است كه « هر كه اوامى كند و در دل كند كه نيكوتر بگزارد ، حق - تعالى - چند فريشته بر وى موكّل كند تا وى را نگاه مىدارند و دعا مىكنند او را تا آن اوام گزارده شود . » امّا اگر تواند كه بگزارد و يك ساعت تأخير كند ، بىرضاى خداوند - وام ، ظالم و عاصى باشد ، و اگر به نماز مشغول شود و اگر به روزه و اگر در خواب بود ، در ميان همه در لعنت خداى - تعالى - بود ، و اين معصيتى باشد كه وى خفته و بر وى مىرود .
و شرط توانايى نه آن است كه نقد دارد ، بلكه چون چيزى بتواند فروخت و بنفروشد عاصى باشد ، و اگر نقدى نبهره فرا دهد يا عوضى فرا دهد و خداوند حق به كراهيت فرا ستاند ، عاصى باشد : تا خشنودى وى حاصل - نكند از مظلمه نرهد . و اين از گناهان بزرگ است كه خلق آسان فرا گرفته - باشند .
وجه پنجم آنكه با هر كه معاملتى كند كه آن كس پشيمان شود ، اقالت كند [ 1 ] .
رسول ( ص ) گفت : « هر كه بيعى نابرآورده و ناكرده انگارد ، خداى - تعالى - گناهان وى ناكرده انگارد . » و اين واجب نيست ، و ليكن مزد وى عظيم است و از جملهء احسان است .
وجه ششم آنكه درويشان را به نسيه چيزى مىفروشد
- اگر هم اندك بود - بر عزم آنكه تا ندارند باز نخواهد ، و اگر معسر بميرند در كار ايشان كند [ 2 ] . و در سلف كسانى بودند كه ايشان دو يادگار [ 3 ] داشتندى يكى نامهاى مجهول را بودى كه همه مال نداشتندى و درويشان بودندى ، كه نام ننوشتندى تا اگر بميرد كس از ايشان چيزى باز نخواهد . و اين قوم را از جملهء بهترينان نداشتندى [ 4 ] ،
هامش
[ 1 ] اقالت كردن ، فسخ كردن .
[ 2 ] ببخشد .
[ 3 ] يادگار ، دفتر يادداشت .
[ 4 ] نداشتندى ، نمىشمردند .