وجه سيم در بها ستدن از سه گونه احسان بود :
اول بعضى كم كردن ، و ديگر شكسته [ 1 ] و نقدى كه بتر بود فراستدن ، و سديگر مهلت دادن . رسول ( ص ) مىگويد :
« رحمت خداى بر كسى باد كه ستدن و دادن آسانتر كند . » و مىگويد : « هر كه آسان فرا گيرد ، خداى - تعالى - كارها بر وى آسان بكند . » و هيچ احسان بيشتر از مهلت دادن درويش نيست . امّا اگر ندارد ، مهلت دادن خود واجب بود و از جملهء عدل بود ، امّا اگر دارد ، و ليكن تا چيزى به زيان بنفروشد يا چيزى كه بدان حاجتمند است بنفروشد بنتواند داد ، مهلت - دادن وى را احسان بود و از صدقههاى بزرگ بود .
و رسول ( ص ) مىگويد : « در قيامت مردى را بياورند كه بر خويشتن ظلم - كرده باشد در دين و در ديوان وى هيچ حسنه نباشد ، وى را گويند : هرگز تو هيچ خير نكردى ؟ گويد : نكردم ، مگر آنكه شاگردان خويش را گفتمى هر كه مرا بر وى اوامى است و معسر بود او را مهلت دهيد و مسامحت - كنيد . ، خداى - تعالى - گويد : پس تو امروز معسر و درماندهاى و ما اولىتر كه ترا مسامحت كنيم . ، وى را بيامرزد . » و در خبر است كه « هر كه اوامى فرا كسى دهد تا مدتى ، به هر روزى كه مىگذرد وى را صدقهاى باشد ، و چون آن مدّت بگذرد هر روزى كه پس از آن مهلت دهد همچنان است كه آن مال به صدقه بداده باشد . » و از سلف كسان بودندى كه نخواستندى كه اوام ايشان باز دهند ، براى آنكه صدقهاى مىنويسند هر روزى ايشان را به جملهء آن مال .
و رسول ( ص ) گفت كه « بر در بهشت نبشته ديدم كه درمى صدقه به ده درم است و درمى اوام به هژده درم . » و اين به سبب آن است كه اوام نكند الّا حاجتمند ، امّا صدقه باشد كه [ 2 ] به دست محتاج نيفتد .
وجه چهارم گزاردن اوام .
و احسان در اين آن بود كه به تقاضا حاجت نياورد و شتاب كند ، و از نقد نيكوتر گزارد ، و به دست خويش برساند ، و به خانهء
هامش
[ 1 ] سكهء شكسته .
[ 2 ] باشد كه ، ممكن است كه ، چه بسا كه .