است . و كار قلب كردن حرام است مگر كه پوشيده ندارد . احمد حنبل ( رض ) را پرسيدند از رفو كردن ، گفت : « شايد كسى را كه براى پوشيدن دارد نه براى فروختن . و هر كه رفو كند براى تلبيس ، عاصى بود و مزد وى حرام بود . »
واجب سوم آنكه در مقدار و وزن هيچ تلبيس نكند و راست سنجد [ 1 ] .
خداى - تعالى - مىگويد :
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفين
[ 2 ] ، واى بر كسانى كه چون بستانند زيادت سنجند و چون بدهند كم سنجند . و سلف را عادت بوده است كه هر چه بستدندى به نيمحبّه [ 3 ] كم ستدندى و هر چه بدادندى به نيمحبّه زيادت دادندى ، و گفتندى : « اين نيمحبّه حجاب است ميان ما و دوزخ » كه ترسيدندى كه راست نتوانند سخت [ 4 ] ، و گفتندى « ابله كسى بود كه بهشتى كه پهناى وى چند هفت آسمان و زمين باشد ، به نيمحبّه بفروشد ، و ابله كسى باشد كه براى نيمحبّه طوبى به ويل بدل كند . » و هرگاه كه رسول ( ص ) چيزى خريدى ، گفتى : « بها بسنج و چرب سنج . » و فضيل عياض پسر خويش [ 5 ] را ديد كه دينارى مىسخت تا به كسى دهد ، آن شوخ [ 6 ] كه در نقش وى بود پاك مىكرد . گفت : « اى پسر ، تو را اين از دو حجّ و عمره فاضلتر . » و سلف گفتهاند : « خداوند دو ترازو - كه به يكى [ 7 ] دهد و به يكى ستاند - از همهء فسّاق بتر است . و هر بزّاز كه كرباس بپيمايد يا بخرد سست فرا - گيرد و چون بفروشد كشيده دارد ، از اين جمله است . و هر قصّاب كه استخوان با گوشت سنجد كه عادت نبود [ 8 ] ، از اين [ 9 ] بود . و هر كه غلّه فروشد و در وى
هامش
[ 1 ] سنجيدن ، وزن كردن ، اندازه كردن .
[ 2 ] ( قرآن ، 83 - 1 ) ، ويل و تباهى كاهندگان را ، ايشان كه چون از مردمان مىستانند پيمانه به پرى مىستانند ناكاست ، و آنگه كه مردمان را مىپيمايند يا مىسنجند ، مىكاهند و زيان زده مىكنند .
[ 3 ] به نيمحبه ، به مقدار نيمحبه ، به ميزان نيمحبه .
[ 4 ] سخت ( از سختن ) ، سنجيد ( سنجيدن ) .
[ 5 ] نسخه بدل :
پس خويش پسر خويش .
[ 6 ] شوخ ، چرك .
[ 7 ] به يكى ، با يكى .
[ 8 ] به - اندازهاى كه رسم و عادت نباشد .
[ 9 ] از اين جمله .