يكى آنكه كالاى با عيب نخرد ، و آنچه خرد اندر دل كند كه بگويد : اگر بر وى تلبيس كردهاند ، بداند كه اين زيان وى را افتاده است ، بر ديگرى نيفكند ، و چون خود لعنت همىكند آن كس را كه تلبيس كرد ، خويشتن را در لعنت ديگرى نيفكند . و اصل آن است كه بداند كه روزى [ 1 ] به تلبيس زيادت نشود ، بلكه بركت از مال بشود و برخوردارى نباشد ، و هر چه از طرّارى پراكنده به دست آيد به يكراه [ 2 ] واقعهاى افتد بر وى و به زيان آيد و مظلمه بماند . و چون آن مرد باشد كه آب در شير مىكرد ، گلّه با كودكى در كوه شد ، يك راه سيل بيامد و گوسفندان وى ببرد . آن كودك گفت : « آن آب پراكنده كه در شير كرديم بهيكبار جمع شد و گوسفندان را ببرد . » و رسول ( ص ) مىگويد : « چون خيانت به معاملت راه يافت ، بركت بشد . » و معنى بركت آن باشد كه كس باشد كه مال اندك دارد ، و وى را برخوردارى بود و بس كس را از آن راحت باشد و بسيار خير از وى پديد آيد ، و كس بود كه بسيار مال دارد و آن مال بسيار سبب هلاك وى گردد در دنيا و آخرت و هيچ برخوردارى نبود . پس بايد كه بركت طلب كند نه زيادتى . و بركت در امانت بود ، كه هر كه در امانت معروف شد ، همه در معاملت وى رغبت كنند و سود وى بسيار شود ، و چون به خيانت معروف شد ، همه از وى حذر كنند .
ديگر آنكه بداند كه مدّت عمر وى صد سال بيش نخواهد بود ، و [ 3 ] آخرت را نهايت نيست : چگونه روا دارد كه عمر ابد خويش به زيان آورد براى زيادت سيم در اين روزى چند مختصر ؟ بايد كه اين معانى بر دل خود تازه مىدارد تا طرّارى و خيانت در دل وى شيرين نشود . و رسول ( ص ) مىگويد - : « خلق در حمايت لا إله الّا اللّه [ 4 ] اند از سخط خداى - تعالى - تا آنگاه كه دنيا را از دين فرا پيش دارند : آنگاه چون اين كلمه بگويند ، خداى - تعالى - گويد :
در اين كلمه دروغ مىگويى و راستگوى نهاى » .
و همچنانكه اندر بيع فريضه است غش ناكردن ، اندر همه پيشهها فريضه
هامش
[ 1 ] روزى ، قسمت .
[ 2 ] به يكراه ، بهيكبار ، يكباره .
[ 3 ] و ، و حال آنكه .
[ 4 ] نيست خدايى مگر اللّه .