مشترك بود ، و اين باطل بود ، كه مزد هر كسى خالص ملك وى بود .
و ديگر شركت مفاوضه گويند ، كه هر چه دارند در ميان نهند و گويند : « هر سود و زيان كه باشد به هم باشد . » اين نيز هم باطل بود .
و ديگر آنكه يكى را مال بود و يكى را جاه ، و مال مىبفروشد به قول صاحب جاه تا سود مشترك بود . اين نيز باطل بود .
اين مقدار از علم معاملت آموختن واجب بود ، كه حاجت بدين عام است . امّا آنچه بيرون از اين افتد نادر بود ، و چون اين بداند ، هر كار كه افتد بتواند پرسيد ، و چون اين نداند در حرام افتد و معذور نبود .
باب سوم - در عدل و انصاف نگاه داشتن در معاملت
بدان كه آنچه گفتيم شرط درستى معاملت بود در ظاهر شرع ، و بسيار معاملت بود كه فتوى كنيم كه درست است ، و ليكن آن كس در لعنت خداى بود ، و اين معاملتى بود در رنج و زيان مسلمانان . و اين بر دو قسم است : يكى عامّ و يكى خاصّ .
امّا آنچه رنج عام است دو است :
اول احتكار است ،
و محتكر ملعون است . و محتكر آن بود كه طعام بخرد و بنهد تا گران شود ، آنگاه بفروشد . و رسول ( ص ) گفت : « هر كه چهل روز طعام نگاه دارد تا گران شود ، و آنگاه همه به صدقه دهد هنوز كفّارت آن نباشد . » و رسول ( ص ) گفت : « هر كه چهل روز طعام نگاه دارد به نيّت گران شدن ، خداى - تعالى - از وى بيزار است و وى از خداى - تعالى - بيزار است . » و رسول ( ص ) گفت : « هر كه طعام خرد و به شهرى برد و به نرخ وقت بفروشد ، همچنان بود كه به صدقه داده بود . » و در روايتى ديگر : « همچنان است كه بندهاى آزاد كرده باشد » و على ( رض ) مىگويد : « هر كه چهل روز طعام بنهد ، دل وى سياه گردد . » و وى را خبر دادند از طعام محتكرى ، بفرمود تا آتش در - زدند اندر آن طعام .
و بعضى از سلف به دست وكيل خويش طعامى از بصره به واسط