مال ايشان معصوم نباشد ، بلكه ايشان را خود ملك نبود ، و نكاح ايشان باطل بود ، و حكم ايشان حكم مرتدان باشد . و هر كه خمر خوردن و با زنان نامحرم نشستن يا نماز ناكردن روا دارد : به شبهتى از آن هفت شبهت كه در عنوان مسلمانى گفتهايم ، وى زنديق بود و معاملت و نكاح با وى نبندد .
ركن دوم مال بود كه بر وى معاملت كنند .
و در وى شش شرط نگاه بايد داشت :
شرط اول آنكه پليد نبود ،
كه بيع سگ و خوك و سرگين و استخوان و خمر و گوشت خوك و روغن مردار باطل بود . امّا روغن پاك كه نجاست در وى افتد ، بيع وى حرام نشود ، و جامهء پليد همچنين . اما نافهء مشك و تخم كرم قزّ [ 1 ] روا بود فروختن ، كه درست آن است كه اين هر دو پاك است .
شرط دوم آنكه در وى منفعتى باشد ،
كه آن مقصود بود . و بيع موش و مار و كژدم و حشرات زمين باطل بود . و منفعتى كه مشعبد را در مار است اصلى ندارد . و بيع يك دانه گندم يا چيزى ديگر ، كه به اندكى [ 2 ] چنان بود كه در وى غرضى درست نبود ، هم باطل بود .
اما بيع گربه و زنبور انگبين و يوز و شير و گرگ و هر چه در پوست وى يا در كشتن وى منفعتى باشد ، روا بود . و بيع طوطك [ 3 ] و طاوس و مرغان نيكوروا بود ، و منفعت ايشان راحت ديدار و آواز ايشان باشد . و بيع بربط و چنگ و رباب باطل بود ، كه اين منفعتها حرام است : همچون معدوم بود .
و صورتهايى كه از گل كرده باشند تا كودكان بدان بازى كنند : هر چه صورت جانور دارد ، بيع آن باطل بود و بهاى آن حرام بود و شكستن آن واجب ، امّا صورت درخت و نبات روا بود . اما طبق و جامهاى كه بر وى
هامش
[ 1 ] كرم قز ( كژ ، كج ) كرم ابريشم .
[ 2 ] اندكى ( « ى » مصدرى ) ، اندك بودن .
[ 3 ] طوطك ، طوطى .