جواب آن است كه بدانى كه هر كه كفايت خويش و آن عيال خويش دارد .
بىخلاف وى را عبادت از كسب فاضلتر ، كه هر كه را كسب زيادت از كفايت بود در وى هيچ فضيلت نبود بلكه نقصان بود و دل در دنيا بستن بود - و اين سر همهء گناههاست . و آن كس كه مال ندارد و ليكن كفايت وى از مال مصالح و اوقاف به وى همىرسد ، وى را كسب ناكردن اولىتر ، و اين - چهار كس را باشد .
يا كسى را كه به علمى مشغول بود كه خلق را از آن منفعت دينى بود - چون علم شريعت ، يا دنياوى بود - چون علم طب ، يا كسى كه به ولايت قضا و اوقاف و مصالح خلق مشغول بود ، يا كسى كه وى را اندر باطن راهى بود به احوال مكاشفات صوفيان ، يا كسى كه به اوراد و عبادات ظاهر مشغول بود در خانگاهى [ 1 ] كه وقف باشد بر چنين مردمان .
پس چنين مردمان را كسب ناكردن اولىتر .
پس اگر قوت ايشان از دست مردمان خواهد بود و روزگارى باشد كه مردمان در چنين خير راغب باشند - بىآنكه به سؤال حاجت افتد و منّتى قبول - بايد كرد - هم كسب ناكردن اولىتر ، كه كس بوده است - از بزرگان - كه وى را سيصد و شصت دوست بوده است و هميشه به عبادت مشغول بودى و هر شب مهمان يكى بودى ، و سبب اين عبادت دوستان وى بودندى كه وى را فارغ دل داشتندى ، و اين سببى بود كه در خير بر خلق گشاده گرداند و كس بوده است كه وى را سى دوست بوده است : در هر ماهى ، شبى به نزديك يكى بودى .
اما چون روزگار چنان بود كه مردمان بىسؤال كردن و مذلّت احتمال - كردن رغبت نكنند در كفايت وى ، كسب اولىتر - كه سؤال از جملهء فواحش [ 2 ] است و به ضرورت حلال شود [ 3 ] - مگر كسى كه درجهء وى بزرگ بود و علم وى با فايدهء بسيار بود و مذلّت وى اندر طلب قوت اندك بود ، آنگاه باشد كه
هامش
[ 1 ] خانگاه ، خانقاه .
[ 2 ] فواحش ( ج فاحشه ) ، گناهان بزرگ .
[ 3 ] زمانى حلال شود كه ضرورى باشد .