و لقمان حكيم فرزند خويش را وصيّت كرد و گفت : « دست از كسب بمدار ، كه هر كه درويش و حاجتمند خلق گردد دين وى تنك شود و عقل وى ضعيف شود و مروّت وى باطل شود و خلق به چشم حقارت به وى نگرند . » يكى را از بزرگان پرسيدند كه « عابد فاضلتر يا بازرگان با امانت ؟ » گفت : « بازرگان با امانت ، كه وى در جهاد است كه شيطان از راه ترازو و دادن و ستدن قصد وى مىكند ، و وى باز او [ 1 ] خلاف همىكند . » عمر ( رض ) مىگويد كه « هيچ جايى كه مرا مرگ درآيد دوستتر از آن ندارم كه در بازار باشم و براى عيال خويش طلب حلال همىكنم . » و احمد بن حنبل را پرسيدند كه « چه گويى در مردى كه در مسجد بنشيند به - عبادت ، و گويد كه خداى - تعالى - خود روزى پديد آورد ، ؟ » گفت : « اين مردى جاهل باشد و شرع نمىداند ، كه رسول ( ص ) مىگويد كه ، خداى - تعالى - روزى من در سايهء نيزهء من بسته است . ، - يعنى غزا كردن . » و اوزاعى إبراهيم ادهم را ديد با حزمهء هيزم بر گردن نهاده ، گفت :
« تا كى خواهد بود اين كسب كردن تو ؟ و [ 2 ] برادران تو اين رنج از تو كفايت كنند . » گفت : « خاموش ، كه در خبر است كه هر كه در موقف مذلّت بايستد در طلب حلال ، خداى - تعالى - بهشت وى را واجب كند . ، » سؤال - اگر كسى پرسد كه رسول ( ص ) گويد : « ما اوحى إلىّ ان اجمع المال و كن من التّاجرين و لكن اوحى إلىّ ان سبّح به حمد ربّك و كن من السّاجدين و اعبد ربّك حتّى يأتيك اليقين . » - گفت : مرا نگفتند كه مال جمع كن و از جمله بازرگانان باش ، بلكه گفتند تسبيح كن و از ساجدان باش ، و عبادت كن خداى - تعالى - را تا به آخر عمر . و اين دليل بدان است كه عبادت از كسب فاضلتر است .
هامش
[ 1 ] با او .
[ 2 ] و حال آنكه .