تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
و سنّت است دف زدن و نكاح اظهار كردن و بدان شادى نمودن ، كه عزيزترين خلق بر روى زمين آدميان‌اند و فتح باب آفرينش ايشان نكاح است . پس اين شادى در محلّ خويش بود . و سماع و دف در چنين وقت سنّت است . و روايت است از ربيع بنت معوّذ كه گفت : « آن شب كه مرا عروس كردند ، ديگر روز رسول ( ص ) درآمد ، و كنيزكان دف مىزدند و سرود - مىگفتند ، چون وى را بديدند ثناى رسول ( ص ) گفتن گرفتند به شعر . رسول ( ص ) گفت : هم بر سر آن شويد كه اول مىگفتيد . ، و نگذاشت كه ثناى وى گويند » كه جدّ به بازى آميختن پسنديده نباشد ، و ثناى وى عين جدّ باشد .

ادب دوم خوى نيكو پيش گرفتن با زنان .

و معنى خوى نيكو نه آن باشد كه ايشان را نرنجاند ، بلكه رنج ايشان بكشد و احتمال كند « 1 » . و بر محال گفتن و ناسپاسى كردن ايشان صبر كند . در خبر است كه « زنان را از ضعف و عورت آفريده‌اند : داروى ضعف ايشان خاموشى است ، و داروى عورت ايشان خانه بر ايشان زندان كردن است . » رسول ( ص ) مىگويد : « هر كه بر خوى بد اهل خود صبر كند ، وى را چندان ثواب دهند كه ايّوب ( ع ) را دادند بر بلاى وى . و هر زن كه بر خوى بد شوهر خود صبر كند ، ثواب وى چون ثواب آسيه بود - زن فرعون . » و آخرتر چيزى كه به وقت وفات از رسول ( ص ) شنيدند - كه در زير زبان همىگفت - سه سخن بود : « نماز برپاى داريد ، و بندگان را نيكو داريد ، و اللّه اللّه در حديث زنان ، كه ايشان اسيران‌اند در دست شما ، با ايشان زندگانى نيكو كنيد . » و رسول ( ص ) خشم و صفراى زنان احتمال كردى « 2 » . و روزى زن عمر ( رض ) جواب وى باز داد در خشم . عمر گفت : « يا لكعاء ، جواب باز دهى ؟ » گفت : « آرى ، كه رسول از تو بهتر است و زنان وى را جواب باز مىدهند . »
هامش
( 1 ) ص 115 - ح 3 ( 2 ) ص 115 - ح 3