تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

صفات نكاح در زنان

امّا صفاتى كه سنّت است نگاه داشتن آن در زنان ، هشت است :

صفت اول پارسايى است -

و اصل اين است - كه [ 1 ] زن ناپارسا اگر در مال خيانت كند ، كدخدايى شوهر بدان مشوّش شود ، و اگر در تن خويش خيانت - كند : اگر مرد خاموش باشد ، از نقصان حميّت و از نقصان دين بود و ميان خلق سياهروى و نكوهيده گردد ، و اگر خاموش نباشد ، عيش هميشه منغّص بود ، و اگر طلاق دهد ، باشد كه به دل آويخته [ 2 ] باشد ، و اگر با ناپارسايى نيكو [ 3 ] بود اين بلا عظيم‌تر بود - و هر چند كه چنين بود ، آن به كه طلاق دهد ، مگر كه به دل آويخته باشد ، كه يكى گله كرد از ناپارسايى زن خويش ، رسول ( ص ) گفت : « طلاق ده وى را . » گفت : « دوست مىدارم وى را . » گفت : « نگاه دار . » چه ، اگر طلاق دهى تو نيز در فساد افتى [ 4 ] . و در خبر است كه « هر كه زنى را براى مال و جمال خواهد ، از هر دو محروم ماند ، و چون براى دين بخواهد ، مقصود مال و جمال خود حاصل - آيد . »

صفت دوم خلق نيكوست ،

كه زن بدخوى ناسپاس بود و سليطه بود و تحكّم محال كند ، و عيش با وى منغّص بود ، و سبب فساد دين باشد .

صفت سوم جمال است ،

كه سبب الفت آن باشد . و براى اين است كه ديدار پيش از نكاح سنّت است و رسول ( ص ) گفت : « در چشم زنان انصارى چيزى در است كه دل از آن نفرت گيرد : هر كه با ايشان نكاح خواهد كرد ، اول ببايد نگريست . » و گفته‌اند كه « هر نكاح كه پيش از ديدار بود ، آخر آن اندوه و پشيمانى باشد . » و آنكه رسول ( ص ) گفته است : « زن را به دين بايد خواست
هامش
[ 1 ] زيرا كه . [ 2 ] علاقه‌مند . [ 3 ] نيكو ، زيبا . [ 4 ] « ترجمهء احياء » . ص 114 .