كند .
وقتى رسول ( ص ) نزديك شب شده بود كه از سفر باز رسيد ، نهى كرد و گفت : « هيچ كس امشب در خانهء خود مشويد از ناگاه ، و صبر كنيد تا فردا . » دو كس خلاف كردند : هر يكى در خانهء خويش كارى منكر بديدند .
امير المؤمنين على - كرّم اللّه وجهه - مىگويد كه « غيرت بر زنان از حدّ مبريد ، كه آنگاه مردمان بدانند و بدان سبب بر ايشان زبان دراز كنند . » و اصل غيرت آن است كه راه چشم ايشان از نامحرم بسته دارند . و رسول ( ص ) فاطمه ( رض ) را گفت : « زنان را چه بهتر ؟ » گفت : « آنكه مرد ايشان را نبيند و ايشان هيچ مرد را نبينند . » رسول ( ص ) را خوش آمد ، و او را در كنار - گرفت و گفت :
ذرّيّة بعضها من بعض .
[ 1 ] و معاذ زن خويش را بزد كه به روزن بيرون نگريست . و زن را ديد كه از سيبى بارى [ 2 ] بخورد و باقى فرا غلام داد . وى را بزد .
عمر ( رض ) گفت : « زنان را جامهء نيكو مكنيد تا در خانه بنشينند ، كه چون جامهء نيكو دارند ، آرزوى بيرون شدن پديد آيد » و به روزگار رسول ( ص ) زنان را دستورى بود تا پوشيده به جماعت شدندى به مسجد ، و در صف باز پسين بايستادندى . و در روزگار صحابه منع كردند ، كه عايشه ( رض ) گفت : « اگر رسول بديدى كه زنان اكنون بر چه صفتاند ، به مسجد نگذاشتى . » و امروز منع از مسجد و مجلس و نظاره ، اولىتر است ، مگر پير زنى كه چادرى خلق درپوشد كه از آن خللى نباشد . و آفت بيشتر زنان را از آن نظاره و مجلس خيزد .
و هر جاى كه بيم فتنه باشد ، روا نباشد زن را گذاشتن . و زن را بايد كه چشم نگاه دارد ، كه نابينايى در خانهء رسول ( ص ) درآمد و عايشه و زنى ديگر نشسته بودند ، برنخاستند و گفتند كه « نابيناست . » رسول ( ص ) گفت : « اگر وى نابيناست ، شما بيناييد . »
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 3 - 34 ) ، ايشان را فرزندان و نژاد ساخت از يكديگر ، نيكان از نيكان .
[ 2 ] يك بار ، يك دفعه .