« فرزند از آن ، ضعيف آيد . » و مگر [ 1 ] سبب آن باشد كه شهوت در حقّ خويشاوندان ضعيفتر بود .
اين است صفات زنان .
امّا ولىّ كه فرزند خويش را به زنى [ 2 ] بدهد ، بر وى واجب بود كه مصلحت وى نگاه دارد ، و كسى اختيار كند كه شايسته باشد ، و از مرد بدخوى و زشت و عاجز از نفقه حذر كند . و چون كفو نباشد ، نكاح روا نباشد . و به فاسق - دادن روا نبود . و رسول ( ص ) گفت : « هر كه فرزند خويش به فاسق دهد ، رحم وى قطع گردد . » و گفت : « اين نكاح بندگى است : گوش دار [ 3 ] تا فرزند خويش را بندهء كه مىگردانى ؟ »
باب سوم - در آداب زندگانى كردن با زنان از اوّل نكاح تا به آخر
بدان كه چون معلوم شود كه نكاح اصلى است از اصول دين ، بايد كه آداب دين در وى نگاه دارند ، اگر نه ، فرق نباشد ميان نكاح آدميان و ميان گشنى كردن ستوران . پس در او [ 4 ] دوازده ادب نگاه بايد داشت :
ادب اول وليمه است .
و اين سنّتى است مؤكّد . رسول ( ص ) عبد الرّحمن عوف را گفت - چون نكاح كرده بود : « اولم و لو بشاة » ، وليمه كن ، اگر همه به يك گوسفند بود .
و هر كه گوسفند ندارد ، آن قدر طعام كه پيش دوستان نهد وليمه بود .
رسول ( ص ) چون صفيّه را نكاح كرد ، از پست [ 5 ] جو و خرما وليمه كرد . پس آن قدر كه ممكن باشد ببايد كرد تعظيم كار نكاح را [ 6 ] .
و بايد كه از سه روز اول درنگذرد ، و اگر تأخير افتد ، از هفته بيرون نشود .
هامش
[ 1 ] مگر ، شايد .
[ 2 ] به زنى ( ياء مصدرى ) دهد ، شوى دهد .
[ 3 ] گوش دار ، مواظب - باش ، بنگر .
[ 4 ] در نكاح .
[ 5 ] پست ، آرد .
[ 6 ] براى بزرگداشت كار زناشويى .