شود ، يا ضايع فروگذارد .
و در خبر است كه « كسى كه از عيال بگريزد ، همچون بندهء گريخته باشد :
نماز و روزهء وى پذيرفته نباشد تا نزديك ايشان نشود . » و در جمله بر هر آدمى واجب است صلاح نفس او و كسى كه با نفس خويش بر نيايد ، اولىتر آن بود كه در عهدهء نفس ديگرى نشود .
بشر حافى را گفتند : « چرا نكاح نكنى ؟ » گفت : از اين آيت مىترسم :
وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذى عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْروفِ
[ 1 ] .
و إبراهيم ادهم را گفتند : « چرا نكاح نكنى ؟ » گفت : « نكاح چگونه كنم ، كه مرا به زن حاجت نيست ، زنى را به خويشتن چگونه غرّه كنم ؟ »
آفت سوم آن است كه دل و انديشه به تدبير كار عيال مستغرق شود
و از ذكر خداى - تعالى - و ذكر آخرت و ساختن زاد آخرت بازماند . و هر چه تورا از ذكر خداى - تعالى - مشغول كند ، آن سبب هلاك تو است . و براى اين گفت حق - تعالى :
يا ايّها الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُم اموالُكُم و لا اوْلادُكُم عَن ذِكرِ اللَّهِ
[ 2 ] : پس هر كس كه وى را قوّت آن نباشد كه شغل عيال وى را از خداى - تعالى - مشغول بنكند - چنان كه رسول ( ص ) را بود - و داند كه اگر نكاح نكند ، هميشه بر سر ذكر و عبادت خواهد بود و از حرام ايمن خواهد بود ، نكاح ناكردن وى را فاضلتر . مگر كسى كه بر حلال قادر بود ، و بر خلق و شفقت خويش ايمن بود ، و داند كه نكاح وى را از ذكر خداى - تعالى - مشغول ندارد :
اگر نكاح بكند ، نيز بر دوام به ذكر مشغول خواهد بود ، آفت نباشد .
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 2 - 228 ) ، و زنان را بر مردان همچنان است كه مردان را بر زنان ، از پاك داشتن خويش و خوش داشتن بر اندازهء توان .
[ 2 ] ( قرآن ، 63 - 9 ) ، اى گرويدگان ، مشغول مدارد شما را مال شما و فرزندان شما از ياد خداى .