تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
و بايد كه ميزبان سخن خوش گويد و گشاده روى بود ، و اگر از مهمان تقصيرى بيند درگذرد و فروپوشد به نيكوخويى ، كه حسن خلق از بسيارى قربات [ 1 ] فاضل‌تر است . و در حكايت است كه « استاد جنيد ( ره ) را كودكى خواند - به دعوت كه پدرش كرده بود . چون به در سراى شدند ، پدرش وى را در نگذاشت : بازگشت . كودك ديگرباره وى را بازخواند ، باز آمد و پدر اندر نگذاشت . همچنين تا چهار بار همىآمد تا دل كودك خوش همىشد و باز همىگشت تا دل پدر خوش همىشد - ، و وى اندر ميان فارغ . و اندر آن هر ردّى و قبولى وى را عبرتى بود ، كه آن از جاى ديگر مىديد [ 2 ] . »
هامش
[ 1 ] قربات ( ج قربت ) ، كارهايى كه موجب نزديكى بنده به خدا مىشود . [ 2 ] يعنى از سوى خدا مىديد .