تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
چنين نيّات از جملهء قربات گردد [ 1 ] . و بزرگان دين جهد كرده‌اند تا در هر حركتى و سكونى ايشان را نيّتى بوده است كه با دين مناسبتى دارد ، تا از أنفاس [ 2 ] ايشان هيچ ضايع نشود .

آداب حاضر شدن

اما آداب حاضر شدن آن است كه در انتظار ندارد ، و تعجيل نكند ، و بر جاى مهترى ننشيند ، و آنجا نشيند كه ميزبان اشارت كند ، و اگر ديگر مهمانان صدر به وى تسليم كنند وى راه تواضع گيرد ، و در برابر حجرهء زنان ننشيند ، و در جايى كه طعام از آنجا بيرون مىآرند بسيار ننگرد . و چون بنشيند كسى را كه به وى نزديك بود تحيّت گويد و بپرسد [ 3 ] . و اگر منكرى بيند انكار كند ، و اگر تغيير نتواند كرد بيرون آيد . احمد حنبل گفته است كه « اگر سرمه‌دانى سيمين بيند ، نشايد كه بايستد . » و چون به شب بخواهد ايستاد ، ادب ميزبان آن است كه جاى طهارت و قبله به وى نمايد .

اما آداب طعام نهادن

ادب اول آن است كه تعجيل كند

- و اين از جملهء اكرام مهمان باشد تا در انتظار نبود . و چون جمعى حاضر شدند و يكى مانده باشد ، حقّ حاضران اولىتر . مگر كه غايب درويش [ 4 ] بود كه شكسته دل شود : آنگاه تأخير بر اين نيّت نيكوتر باشد . و حاتم اصمّ گويد كه « شتاب از شيطان است مگر در پنج چيز : طعام مهمان ، و تجهيز مردگان ، و نكاح دختران ، و گزاردن وام ، و توبه از گناهان . » و در وليمه تعجيل سنّت است .
هامش
[ 1 ] يعنى كارهايى كه مباح است ( نه پاداش دارد و نه كيفر ) چون با چنين نيتهايى انجام گيرد از جملهء اسباب نزديكى به خداوند گردد . [ 2 ] انفاس ، دمها ، اوقات عمر . [ 3 ] بپرسد ، احوال بپرسد . [ 4 ] مگر آنكه شخص غايب درويش ( فقير ، تهيدست ) باشد .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 298 | الغزالي