تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

ادب دوم آنكه ميوه تقديم كند [ 1 ] اوّل ،

و سفره از تره خالى ندارد ، كه چون بر سفره سبزى باشد ، در اثر است كه « ملايكه حاضر شوند . » و بايد كه طعامهاى خوش‌تر را پيش دارد تا از آن سير شوند . و عادت بسيارخوارگان باشد كه غليظترين فرا پيش دارند تا بيشتر توان خورد ، و اين مكروه است . و عادت گروهى آن است كه جمله طعامها به يك‌راه بنهند تا هر كسى از آن خورد كه خواهد . و چون الوان مىنهند بايد كه زود برنگيرند ، كه باشد كه هنوز يكى سير نخورده باشد از آن .

ادب سوم آنكه طعام اندك ننهد

كه بىمروتى [ 2 ] باشد ، و بسيار نيز ننهد كه تكبّر بود - مگر بر آن نيّت كه آنچه زيادت باشد آن را حساب نبود [ 3 ] . إبراهيم ادهم ( ره ) طعام بسيار بنهاد ، سفيان گفت : « نترسى كه اين از اسراف باشد ؟ » إبراهيم گفت : « در طعام اسراف نباشد . » و بايد كه پيشتر نصيب عيال بنهد تا چشم ايشان برخوان نباشد ، كه چون چيزى باز نماند ، زبان دراز كنند در مهمانان و اين جنايت بود با مهمان . و روا نبود مهمانان را كه زله [ 4 ] برگيرند - چنان كه عادت گروهى از صوفيان است ، مگر كه ميزبان صريح بگويد كه چنين كنند - نه به سبب شرم از ايشان - يا دانند از دل وى كه وى راضى است ، آنگاه روا بود به شرط آنكه بر هم‌كاسه ظلم نكند . اگر زيادتى برگيرد حرام باشد ، و اگر ميزبان كاره باشد حرام بود و فرق نبود ميان آن و ميان دزديده . و هر چه هم‌كاسه دست بدارد - به شرم نه به - دل خوشى - خوردن آن نيز حرام بود .

آداب بيرون آمدن

اما ادب بيرون آمدن آن است كه به دستورى بيرون آيد . و ميزبان بايد كه تا در سراى با وى بيايد ، كه رسول ( ص ) چنين فرموده است .
هامش
[ 1 ] مقدم دارد ، پيشتر آورد . [ 2 ] دور از جوانمردى . [ 3 ] يعنى اگر ماندهء طعام را برگيرند و ببرند ، ميزبان را باك نباشد . ترجمهء احياء ، عادات ص 57 . [ 4 ] زله ، غذايى كه پس از مهمانى از سفره برگيرند و با خود ببرند .