تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بگرديده باشد . و براى اين بود كه سلف و صحابه - رضوان اللّه عليهم اجمعين - كراهيت داشته‌اند كه عزب ميرند ، تا [ 1 ] معاذ را دو زن فرمان يافت [ 2 ] در طاعون ، و وى را نيز طاعون پديد آمد ، گفت : « مرا زن دهيد پيش از آنكه بميرم ، كه نخواهم كه من عزب ميرم . »

ثواب دوم

آنكه سعى كرده باشد در موافقت رسول ( ص ) تا امّت وى بيشتر شود كه بدان مباهات خواهد كرد . و براى اين نهى كرده است از نكاح زنى كه عقيم باشد كه وى را كودكى نيايد . و گفته است كه « حصيرى در خانه افكنده باشد ، بهتر از زنى عقيم . » و گفته است كه « زن زشتى كه زاينده باشد ، بهتر از نيكورويى كه عقيم باشد . » و بدين معلوم شود كه نكاح براى شهوت نيست ، كه نيكو شهوت را شايسته‌تر است از زشت .

ثواب سوم

آنكه از فرزند دعا حاصل آيد ، كه در خبر است كه « از جمله خيراتى كه ثواب آن منقطع نشود ، يكى فرزند صالح است كه دعاى وى پس از مرگ پدر و مادر پيوسته باشد و به پدر و مادر مىرسد . » و در خبر است كه « دعا را بر طبقهاى نور بر مردگان عرضه همىكنند و بدان سبب آسايشها مىيابند . »

ثواب چهارم

از آن بود كه فرزند باشد كه پيش از پدر فرمان يابد ، تا پدر رنج آن مصيبت بكشد ، و فرزند شفيع وى گردد ، كه رسول ( ص ) مىفرمايد كه « طفل را گويند : در بهشت رو ، خويشتن را بر خشم و اندوه بيفكند و گويد كه البته بىمادر و پدر در نشوم . ، » و رسول ( ص ) جامهء كسى بگرفت و مىكشيد و مىگفت : « چنين كه من ترا مىكشم ، طفل مادر و پدر خويش را مىكشد به بهشت . » و در خبر است كه « اطفال بر در بهشت جمع شوند ، و به‌يك‌بار فرياد و
هامش
[ 1 ] تا ، تا به جايى كه ، تا به حدى كه . [ 2 ] فرمان يافت ، مرد ، درگذشت .